دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

27 اسفند 1382
سال ۸۲ از نگاه ايران دخت- سال نو مبارک


امسال را مثل همیشه آغاز کردیم ، سرسفره هفت سین نشستیم و گفتیم :
امسال سال عشق باشد خدایا
سال امید و پیروزی
سال برکت
امسال سال گوسفند بود،چه بی ربط.
گفتند سیاسی ترین نوروز ایران است،یک کانال اخبار عید بود و کانالی صحنه جنگ جدید در منطقه، که نگرانمان میکرد و امیدوار. متنفرمان میکردو شاد. بودیم و نبودیم. چقدر دماوند را نگریستیم چقدر برای دوستان غیر ایرانی کارتهای بم و تخت جمشید و جنگلهای گلستان را فرستادیم. چقدر از آسمان تازه تهران لذت بردیم. به سفر رفتیم به تهران آمدیم کار و عشق و پول و عروسی... فقر و فقر وفقر. خواندیم و شنیدیم و گفتند: سن فحشا به 8 سال رسید.
گفتیم مانده ایم تا بسازیم تا آباد کنیم تا فرهنگ را تا کجا خدا به عرش ببریم . گفتند عراق را گرفتند و ما لبخندزدیم و اخم کردیم و فحش دادیم. گفتند گور دسته جمعی پیدا کردند، زیر چشمی به هم نگریستیم وگوشه پلکهایمان لرزید و دلمان ریخت.
عاشق شدیم ... گریستیم، چقدر امسال گریستیم!...قرارهای اینترنتی گذاشتیم. کافه بلاگیها افتتاح شد! دوستان جدید حرفهای تازه. باز امید بستیم ..... گفتیم مانده ایم و به کسانی که رفتند گفتیم : بی وطن.
حرف زدیم، خواهر کوچکی به خانه اضافه شد، برادری را با لباس دامادی از خانه بیرون کردیم...مادر بزرگی رفت و تمام بچگی ها را با خودش برد. ...
تکراری بود گاهی زندگی نوشتیم : از تکرار زندگی بیهوده شدم..... باز ماندیم ونوشتیم. روزها گذشت.
لباسها نو کردیم، با کارفرما دعوایمان شد، یکی طلاق گرفت، بچه دیگری تازه به مدرسه رفت. زندگی همینجوریها بود امسال.امید بستیم گفتیم هستیم ، مانده ایم تا بسازیم اما...!
20 خرداد تهران بهم ریخت، نوشتند و نوشتیم، رفتندو رفتیم، کنارشان ماندیم ، کتک خوردیم، مفقود شدند،زندانی شدند، مبهوت شدیم...گفتیم مانده ایم تا... تهران آرام شدو 18 تیر ... باطبی ها سخت مریضند.زهرا کاظمی مرد.
گل زرد و گل زرد و گل زرد
بیا باهم بنالیم از سر درد....
مانده بودیم .
چقدر خوبه که بچه برادر دورگه آدم بخواد دوماه زودتر به دنیا بیاد و این عجله اش مصادف بشه با تولد عمه جانش در ایران...خب من وارد 27 سالگی شدم.
لاله ولادن را بوسیدیم ، آنها امید زندگی را به ما برگردانده بودند آنها عین زندگی بودند، گفتیم میمانیم وماندیم ، گفتیم بیاموزیم، آموختیم. آنها رفتند تا بهتر شوند تا روبروی هم بایستند تا ببینند تا... رفتند. انگار هیچ گاه نبودند... ما ماندیم ، مانده بودیم دستها رو به آسمان انگار ، نگاهمان از حکمت خداوند تر بود.
به کلاسهای مختلف رفتیم ، به خیریه های مختلف، لینک دادیم ، لینک گرفتیم، کنکورو مادر مریض وماموریت همسر... شعر و نداری و فقرو اینهمه سخت . تئاتر رفتیم. بعضی شبها اصلا پول نداشتیم ، کتلتهای مامان را کش رفتیم گذاشتیم لای نان و رفتیم پارک، کنار هموطنانمان درشبهای خنک تابستان نشستیم و خندیدیم وحض کردیم.
گفتیم مانده ایم که .... کار ودرس و مطالعه و .... فکر کردیم تمام سهم یک ملت از دنیا همین یک تکه ای است که رویش نشسته ایم ، ایستاده ایم، میخوابیم، میمیریم... گفتیم مانده ایم تا...
یادتان هست مریخ پیدا بود...
راستی میدانستید اولین کافه تریای جهان در سال 1885 در نیویورک افتتاح شد.
چرخ گردون میچرخید و ما میچرخیدیم و میخواستیم که نقشی داشته باشیم در این دایره.
گفتند 9 آبان ضرب الاجل آژانس بین المللی انرژی اتمی است، چشم دوختیم، اصلا به آانها چه ربطی دارد!!!
فهمیدیم سقوط یعنی فتح غرور آمیز آسمان... اما فتح نکرده فرو افتادیم.
عاشق شدیم، خیانت کردیم، خندیدیم.... چیزی نمانده! روشنفکرهای هپلی هپو داد زدند چیزی نمانده....
چقدر بد است این جامعه در حال گذار، چقدر سخت است اختلاف تجدد و سنت و چقدر زیاد است خرافات.
گفتیم مادر جان شوهر کجا بود؟ گفت: این آب دعاست هر سه شنبه روی سرت میریزی...روزنامه را نشانش دادیم گفتیم: نسبت دختران به پسران را ببین...گفت چرت نگو... عجب نسلی شدیم ما!!!!!!!!!!
نمایشگاه و کنسرت و جشنواره و یادبود و جایزه.... گشتیم...زندگی همینهاست لابد.
با رضازاده نفس حبس کردیم و پرچممان را با افتخار بالا و بالاتر بردیم.
شیرین عبادی یک دنیا شیرینی داشت و خنده و گل و عشق... خندیدیم گفتیم مانده ایم ، میمانیم و...
ماندیم.
مهدوی کیا یک بار دیگر نام ایران را تیتر خبرهای ورزشی جهان کرد، شاد شدیم.
صدام را بگو، خوشحال شدیم ، ناراحت شدیم ، خندیدیم... امیدوار شدیم ... جای پایمان سفت شد و گفتیم: مانده ایم.
روز جمعه بیدار شدیم و گفتیم عصرش را چه کنیم؟
بم فروریخته بود... ارگ مرد و انگار دنیا دیگر همان دنیا دیشب نبود... با بم فروریختیم ....ارگ دوهزار ساله که فروریخت انگار پشتمان شکست،زمین دیگر زیر پایمان سفت نبود دیگر هیچ چیزی انگار مثل قبل نبود...کابوس زلزله شد تمام خوابهای شبهای ما. گفتند اگر دستگاه زلزله نگار داشتیم پیش زلزله ها را میفهمیدیم و شاید...گفتند مردم صدای شکسته شدن لایه های زمین را از چند روز قبل شنیده بودند... اگر زودتر میفهمیدیم شاید.... گریستیم آنقدر که هیچ گاه اینطور نگریسته بودیم.کمکها در راه گم شد...فریادمان به جایی نرسید . شبهای کویر سرد بود.
 
بازیهای انتخاباتی، رد صلاحیت و تحصن وشعار و تهدیدبه استعفا و ... دیگر هول نشدیم فهمیدیم اینهم یک بازی است بی صدا نشستیم، فقط اخبار را انگار از سایتهای اینترنتی قبول داشتیم.خواندیم و نگاه کردیم. نمایندگان امضا کردند و حرف زدند و استعفا دادند ولی ما همچنان نظاره میکردیم .
 
شهره آغداشلو به جمع زنان موفق ایرانی در امسال پیوست و همه را شادمان کرد،شرمینه هم شد دختر شایسته ایرانی الاصل در آلمان ، نخیر امسال سال زنان ایرانی شده بود چه خوب و چه بد( شهره آغداشلو، زهرا کاظمی،لاله و لادن، نازنین افشین جم، افسانه نوروزی، شرمینه و...) و همین زیر زیرکی ما را خوشحال میکرد آنطور که درپوست خود نمیگنجیدیم.
اخبار انتخابات با رد صلاحیتها و نامه های اعتراض آمیز و تحریم انتخابات از سوی جمعیت زیادی از مسئولین و هنرمندان و مردم... بار دیگر هیاهوی جدیدی به میان آورد..در این میان انفجار واگنهای قطار در نیشابور و کشته شدن صدها نفر و تخریب روستاها نه تنها از طریق صداو سیما بلکه از طریق مطبوعات هم جدی گرفته نشد، همه در تب و تاب اول اسفند فراموش کردند که چه به سر هموطنانمان آمد.
روزنامه های شرق و یاس نو هم باز بیشتراز کوپنشان حرف زدند و تنها 24 ساعت قبل از اول اسفند توقیف شدند.
همینطورها گذشت، آنانی که دل میسوزاندند باز دل سوزاندند و آنهایی که در بی خبری بودند در همان حال ماندند.. روزگار گذشت و اسفند سال 82 نه مثل همیشه اما به نوروز رسید...
قصدم نتیجه گیری و یا زدن حرف جدیدی نبود، تنها آنچه را که دیده بودم نوشتم، بیش از اینها دیدم امسال اما در حوصله ام نمیگنجید و میدانم  در حوصله شما هم نمیگنجد.
امسال بین تئاترهایی که دیدم، بیشتر « در مصر برف نمیبارد» را دوست داشتم، بین موزیکهایی که گوش دادم بیشتر از همه به نظرم آهنگ گوگوش(کیو کیو بنگ بنگ) ارزش دوباره و صدباره گوش دادن را دادشت،و البته آهنگ وطن علیرضا عصارکه به نظر من یکی از زیباترین آهنگهایی است که برای ایران خوانده شده ، کتاب زیاد خواندم اما بیشتر از همه از خواندن دوباره بوستان سعدی لذت بردم و البته از خواندن خیلی از کتابهای دیگه مثل:آینه های در دار( گلشیری)- مهرگیاه (چهل تن)- دو دنیا(گلی ترقی)- ایران مابین دوانقلاب( یروان آبرهامیان) و... فیلم زیاد دیدم و اصلا یادم نمیاید که کدام از نظر من خوب بوده...
امسال سال زیاد خوبی نبود، خوشحالم که به روزهای پایانیش نزدیک میشویم،من تعطیلات را به جزیره کیش میروم، سلام همه شما را به خلیج همیشه فارسمان خواهم رساند. باز کنار سفره هفت سین مینشینیم و میگوییم:
امسال سال عشق باشد خدایا
سال امید و پیروزی
سال برکت...
آن نفسی که با خودی، یار چو خار آیدت
وان نفسی که بی خودی، یار چه کار آیدت؟
آن نفسی که با خودی، خود تو شکار پشه ای
وان نفسی که بی خودی، پیل شکار آیدت
آن نفسی که با خودی، بسته ابر غصه ای
وان نفسی که بیخودی، مه به کنار آیدت
...
جمله بی قراریت از طلب قرار توست
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت..( مولانا)
 یا حق
سال نو مبارک
 
صفحه ويژه نوروز در بی بی سی - نوروز پشت درهای اوين - نوروز در بم- وبلاگستان فارسی در سالی که گذشت- مهدی فتحی درگذشت- يک کاريکاتور
    گزارش حسين درخشان

یادداشتها (53)



 

يادداشتها

عاشقانه همه رو دوست داشته باشيم و به هم عشق بورزيم و محبت کنيم باور کنيد لذت زندگی با اين ديد چند برابر می شه کافيه امتحان کنيد پس از همين الان شروع کنيم و در عشق ورزيدن از هم سبقت بگيريم... بهاری پر از شادی و سالی پر از موفقيت برايتان آرزومندم
پونه جان با حرفات پر کشيدم تو آسمون دودی سال خسته ای که داره نفس نفس زنون بارشو می بنده...خدا کنه امسال خوبی بياد و آرامش... سهم ما چيه؟!
پونه جان انصراف را رعايت کردی و دوباره آنچه را که داشت غبار فراموشی ميگرفت غبار روبی کردی. موفقيتت را خواستارم. عيدت مبارک!
سلام عيدت مبارک
سال نوي شما هم مبارک!
سال نو مبارک/
راست می گی بسيار سال بدی بود از هر نظر سال مزخرفی بود ... همه بز آوردند!
سلام پونه جون .....سال نو مبارک ...اميدوارم سال جديد سال پر باری برات باشه ....من هم پيش پای شما آپديت کردم ....دل به دل راه داره .....هميشه موفق و پيروز باشی.شکوه.
سلام بانو . . . ممنون که ما را فراموش نکردی...مرور خوبی بود به سال گذشته . آپديت هم کردم . حتما سر بزن . مبارکت هم باشه بهار
سلام... واقعا خيلی قشنگ نوشته بودی .. خيلی جذاب .. فکر کنم هر کی شروع کنه به خوندن تا آخرش ميخونه ( نخ مثل مطلبهای من که اگر هم ۲ خط باشه کسی نميخونه ) ... عيدت مبارک ... سال خوبی داشته باشی ... سبز باشی و شاد
سال نو را به شما شادباش می گویم و آرزوی سالی سرشار از شادکامی ، تندرستی و خجسته گی برایتان دارم. امیدوارم سال نو ، سال مرگ استبداد و گشایش دروازهای میهن بر روی آزادی ، صلح و دمکراسی شود. بهارتان سرسبز و نوروزتان خجسته باد.
سلام پونه عزيز سال نو مبارک
به خویشان ، به دوستان ، به یاران آشنا به همرهان تیز خشم که پیکار می کنند به آنان که با قلم ، تباهی درد را ، به چشم جهانیان پدیدار می کنند بهاران خجسته باد ، بهاران خجسته باد و این بند بندگی ، و این بار فقر و جهل به سر تاسر جهان به هر صورتی که هست نگون و گسسته باد نگون و گسسته باد
پونه جانم چقدر با هم نقشه کشيديم چقدر با هم خنديديم چقدر با هم قصه خورديم و گريه کرديمو حرف زديم و کارهای هيجان انگيز کرديم چقدر قشنگ خواهر نداشته هم شديم و چقدر دوستت دارم عيدت مبارک
منظورم غصه بود نه قصه.
سلام عزیز.... سال نو شاد و خوش...از اول فروردين هشتاد و سه با شما سخن می گويم...تا سرد نشده اين بهاريه مانند مرا هم بخوانيد در سياها...منتظر شما و حضور و نظر شما هستم....موفق باشيد
سلام پونه خانوم // الان که مينويسم يادم نميآيد به توصيه کدام يک از دوستانم به وب نوشته شما سرزدم // اما به هرحال دستش درد نکند // برای شما هم سال خوبی آرزو ميکنم // شاد باش و ديرزی
سال نو مبارک
سلام سال نو مبارک سال خوبی داشته باشی ... ژونه جان جای بابا خالی نباشه
سال نوی مبارک. :)
سال نو مبارک ....
سال نو مبارک. باشد که سال جديد سال نيکی و شادي باشد.
نخير !!! ما اصلا اهل بد رانندگی کردن نيستيم !!!! خاطرمان کمی مکدر گرديد بانو!
می‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنيدن اين جمله کليشه ای بهم می خوره.پس سال نو مبارک!
سلام. سال نو مبارک. اميدوارم سالی پر از خير و برکت داشته باشی. وبلاگ قشنگی داری.به وبلاگم بیا چون تازه آپدیت کردم.
سلام خيلی خوب سال قبل رو گفتی از بابت مولانا ممنون چون من اونو خيلی دوست دارم / کليک هاتم بعدا می خونم
سلام پونه خانم.عيد تو هم مبارک.
سلام دوستِ خوبم، سالی همراه با آرامش، صلح و صفا، صمیمیت، موفقیت، شادمانی، بهروزی، رشد و تعالی رو برات آرزو می کنم. نوروز مبارک باد. اینم عیدیِ تو دوستِ عزیزم: http://www.3eidi.com/showmycard.asp?m=77 مردمِ بم رو از یاد نبریم... آسیب روانی زلزله خیلی زیاد است و آنها در ترس و عزا به سر می برند ... ولی زندگی ادامه دارد.. دوستانم الان در بم هستند به همراه تعدادی دکتر روان شناس... و برای بهبود مردم تلاش می کنند.. برایشان دعا کنیم
بهار بود ولي صداي خزيدن برگ هاي ِ مرگ خزاني،خزان بر پا مي داشت. برگ هاي سبز بيش از همه صدا مي كردند. نهر ديگر سنگ ها را جا به جا نمي كرد، باد ديگر نجواي تازه اي نداشت. خاك ديگر موسيقي ياد تو را نمي خواند، من هم چشمانم را بستم. چه روزها كه زمستان بهار كرديم، چه شب ها كه نيمه شب را رسيديم. چرا بايد با چشمانی خيس چنين بنويسم؟ مگر تو اين نوشته ها را خط نكشيدي؟ چرا دوباره آغاز شد؟ كجاست آغاز پايانم؟ كجاست؟ چه قدر طاقت خواهم آورد؟ يك روز، دو روز‌، يك ماه، چندين سال‌؟ چه قدر؟ بي هيچ نظاره گري ، نظاره گر غروب آفتابِ آفتابي ترين روزگار خود هستم، چه گونه خاموش باشم؟ «دوستت دارم» نه امروز، نه فردا، تا زندگي در جويبار خشك روزگار جاريست، تا روزي كه خشكي اين جويبار را اشك هاي من و تو پر آب كند. آن روز «دوستت خواهم داشت بيش از گذشته»
نوروز پیروز! مثل هميشه عالی و زيبا نوشتی...
سلام و درود بر شما . سال نو بر شما و تمام ايرانبها به خصوص مبارزان راه آزادی مبارک . به اميد آنکه سال نو سال رهايی ايران عزيزمان از چنگال استبداد باشد . شاد باشيد آزاد باد ايران و بدرود
سلام :) نوروز مبارک . چی بگم ؟! از اينکه اولين باره که می آم اينجا ؟ از اينکه خوشم اومد ؟ از اينکه اميدوارم موفق باشيد ؟ از اينکه . . . . ؟ پيروز باشيد .
سال نو مبارک خانومی..امید که در سال جدید هیچ کدوم از این دغدغه هایی رو که نوشتی نداشته باشیم.و همچنین امیدوارم تو دوست گلم سال خوبی را در پیش داشته باشی...راستی ميدونم که سر هفت سین هیچ چیز نتونسته و نمیتونه جای خالی پدر و مادر و پر کنه،پس امیدوارم هفت سین سال آینده در کنار هم باشید و شاد و سلامت.همیشه سبز و بهاری باشید پونه نازنین...با آرزوی بهترین ها
پونه اونقدر زیبا نوشته بودی عزیز دلم که دوبار خوندنش برام کم بود. مرسی از اینهمه حس و اینهمه ظرافت که با ما شریکش میکنی.
چه مروری به سالی که رفت و چه سال تلخی يا نه شايد بشه گفت چه سال شلوغی با اينحال بی صبرانه منتظرم تا ببينم سا جديد چه شکلی خواهد بود . عيدت مبارک.....
سال نو مبارک.
سلام...عيد شما هم مبارک...به منم سر بزن...من لينک گذاشتم...خوشحال ميشم...
سلام ... تيکه که می اندازيد! متلک که بارمان می نماييد ! لا اقل سری بزنيد دلمان خوش باشد!
سلام پونه خانم. عید شما هم مبارک. امیدوارم سال خوب و پرباری داشته باشید.
سلام ......اومدم يک سری بزنم......
آپديت کردم...بيا...
سلام... سال نو مبارك. مطلبتون بسيار جامع ودلنشين بود. خلاصه تمام وقايع مهمي كه به گونه اي شايد تاثيري در بسياري جهات گذاشت. و به اين زيبايي و سادگي بيان شد، كار راحتي نيست . بهر حال سال بسيار خوبي رو براتون آرزو ميكنم. در ضمن من بدون اجازه لينك شما رو در قسمت لينك دوستان گذاشتم، اگر مخالفتي داريد بگوييد تا پاك كنم . پيروز باشيد.
سال نو مبارک موفق باشيد
...عـــيدت مبـــارک...
و خليج هميشگی فارسسسسسسسسس ...عيدت مبارک سفر خوش
با درود ... سال نو مبارک باد ... اميدوارم دراين سال اعتراضات زنان مبارز و ازاديخواه ايرانی در گوش جهانيان بپيچد .... بايد به اعاده حيثيت بر باد رفته زنان ايران برپاخاست .... باز هم بنويس ...باز هم بگو ...باز هم فرياد کن اين همه بيداد را ......... پاينده ايران ...پاينده زنان آزاديخواه ايران
اين روزا که شهر عشق خالی ترين شهر خداست ...
سلام...من هنوز منتظر شما هستم...لينک هم گذاشتم...
با عرض سلام و ادب و احترام./ سال نو مبارک.
سلام پونه جان.سال نو مبارک.من سفر بودم. دير شد....زنده باشی و پر از عشق.
س/ل/ا/م ! بهار نو مبارک ! انشاا... سال شاديها و مهربونيها باشه! پرمهر باشی و شاد!
سال نوت مبارک دلت سبز و لبت خندون
مبارک همین !
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/32

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: