دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

21 بهمن 1382
۲۲ بهمن


عکاسی
گوشهايم را نميگيرم، حتی سرکی هم ميکشم از گوشه پنجره به آسمانی که به رنگ پرچم ايرانم ميشود، به صدايش گوش ميدهم ، درون دلم چيزی فشرده ميشود، چيزی جا به جا شده است، همان چيزهايی که ديگر سر جايشان قرار نگرفت. همان آشفتگی خوابهای کودکی، همان واهمه از تاريکی و از اين صداهايی که حالا می آيد. همان نفرت از صدای خش خش موج راديو... نه نميخواهم بشنوم. به صدای الله  اکبری که ديگر نميشنوم ميخندم. به صدای هيچ صدايی که در اين شب ميشنوم ميخندم.گوشهايم رانميگيرم نه! به چهره شاد مجری اخبار نگاه ميکنم که ميگويد طنين صدای الله اکبر مردم آسمان پايتخت را لرزانده است...به او نگاه ميکنم و به پشت سر، نه به رو به رو به هيچ جا اصلا..صداها نميگذارد..گريه های شبانه و تفريح روزهای تعطيل جنگ که چيزی نبود جزء ديدن خرابه های مرگ همسايه.
صدا می ايد. ميشنويد؟ من اين صداها را دوست ندارم. اين صداييی که من را ياد تکه پاره های وطنم مياندازد. ميشنويد؟ من نمی خواهم ولی ميشنوم...من نميخواهم ولی ميبينم. صداها نميگذارند، صداها ميگويند لطفا محل سکونت خود را ترک کرده و به پناه گاه برويد... صداها من را تنها نميگذارند. بگذار باشند. امشب اما...شبی است در تاريخ من...تاريخ ما...هزارساله های خاکستری.
مطلب و پيشنهادی از وبلاگ« من نه منم »در مورد انتخابات.
 اين روزها نميشودروزنامه خوان باشی و نگران نباشی، مطلبی از شادی صدر.
تصاويری به مناسبت ربع قرن ....و پيروزی ....مبارک است ...

یادداشتها (14)



 

يادداشتها

هورااااا!!! اول!... اما بعد اين حرف بايداضافه کنم که واقعاْ درکت می کنم... منم به خيلی از اين صداها حساسم.... و می فهممت... می فهممت! تو خيلی وقتا انگار که از «دل من» می نويسی.
سلام عزيز - بايد دوباره همصدا شد و داد همسايه را از بيدادگران زمان ستد- بايد دوباره همنفس شد تا نفس نا انسانها که از انسانيت فقط .... را آموخته اند در گلو خشکاند- بايد دوباره همصدا شد و نفس در نفس يکديگر فرياد برآوريم كه آي انسانها كه در ساحل نشسته شاد و خندانيد - يك نفر در آب دارد مي سپارد جان - مخلص شهرام
شما نسلی هستيد که جنگ رو ديديد ميدونم بيشتر از همه شما صدمه ديديد!
اون زمان حمله هوايی که ميشد ... اخطار قبلی داشت و پناهگاهی داشتيم ... ولی امروز ! کدوم پناه؟!‌
ممنون که سر زدی ... آپديت کردم .
سلام از ماست پونه خانم.تو هم مثل من از زندگی ميون اينهمه احمق دلگيری؟
۲۵ سال گذشت و من فقط چند سال از انقلاب کوچک ترم!
شاد باشی.
سلام دوست عزيز وبلاگ خيلی خوبی داری اگر وقت کردی به من هم يک سری بزن خيلی خوشحال ميشم
سلام دوست قديمی ..گم کرده بودم آدرستو !‌خوشحالم که باز پيدا کردم
همه ما به این صداها حساس هستیم و کابوس همه که خودش میاد!
مراسم افتتاحیه داریم چه مراسمی حتما بهم سر بزنین یا حق
سلام دوست عزيز ..... متن قشنگی بود ...صدا نمادی از آنچه بود که به جفا بر ما رفته ، هرچند که گاهی به آن می انديشم که..... از ماست که بر ماست !
سلام پونه جان. حرفات حرفای خودم بود انگار. خيلی قشنگ نوشتی. راستش من شب ۲۲ بهمن حسابی گريه کردم. صدای تالاپ تولوپ نور افشانی ميومد. من تر سيده بودم. يا نه دلم گرفته بود. ياد موشکبارون سال های بچگيم افتاده بودم. خيلی تلخ بود. خيلی...
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/44

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: