|
دوستان
قصه های عامه پسند
ماسک هفتان گمشده در بزرگراه کابوس های فرا مدرن آورا کتابلاگ میرزا پیکوفسکی زیتون داروگ خوابگرد نوشته های پشت شیشه در بلاگفا نوشته های پشت شیشه میرزاقلمدون رد پای خیس باران تنهایی پر هیاهو انگار نه انگار خورشید خانم لانگ شات سیناپس هایتان چطورن؟ یوسف علیخانی آوات و هیوا خیلی دور خیلی نزدیک تب 40 درجه خلوت لیلا منیرو روانی پور عباس معروفی غلاف تمام فلزی افرا و پاییز آلیس در شگفتزار داریوش کبیر عرض حال شب نویس امید معماریان ژولین سیفعلی مراد Citizen of the world سیامشق های یک مالی آفتاب برگردان سارا فقیه نصیری هزار و یک روز پرستو آزادی ابد اتاق هشت کلید نوشته های پشت شیشه- دومی میانبر های سی ثانیه ای نشانه ها جای برای هیچ کس پیمان ابدالی اطلسی های خیس امیر حسن چهل تن صادق هدایت Powered by BlogRolling Designed by: ARDAVIRAF |
آرشیو
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 آذر 1383 آبان 1383 مهر 1383 شهریور 1383 مرداد 1383 تیر 1383 خرداد 1383 اردیبهشت 1383 فروردین 1383 اسفند 1382 بهمن 1382 دی 1382 آذر 1382 آبان 1382 مهر 1382 شهریور 1382 مرداد 1382 تیر 1382 خرداد 1382 اردیبهشت 1382 فروردین 1382 اسفند 1381 بهمن 1381
|
||||
|
15 بهمن 1382
من و مستبد مهربان
![]() عکس از آبنوس البرزی من و بابا شدیم عینهو گربه هایی که سبیلشون را قیچی کردن و هی قیقاژ میرن. میدونید امروز با بابا فکر میکردیم اگه یکی از ماها بمیره وضعیت خونه چقدر غیر قابل تحمل میشه، البته به قول خودمون خدا نکنه واز این حرفها ولی خب واقعیت را که نمیشه کتمان کرد،بگذریم. حالا دیگه صفحه حوادث روزنامه ها را کسی بلند بلند برای بقیه نمیخونه و تقریبا تلوزیون هم دیگه روشن نمیشه. با بابا کلی بحثهای سیاسی کردیم و تازه شاید یه مسافرت دو روزه هم با هم بریم جنوب. مامان بعداز دوازده یا سیزده ساعت پرواز از فرانکفورت تا سانفرانسیسکو، حدود یک ساعت و سه ربع در فرودگاه بابت انگشت نگاری و غیره معطل شده، مامان و یه بنگلادشیه و یه آفریقاییه را بردن توی یه اتاق با سه تا پلیس اسلحه به کمر و سه بار ازش انگشت نگاری کردن و ازش عکس گرفتن و ازش هی پرسیدن چند سالته؟ و کجا به دنیا اومدی؟ ننه ات کی بوده؟ بابات کی بوده؟ کی به دنیا اومدن ؟ کی مردن؟ آدرس محل اقامتت را بده. آدرس محل کار پسرت. دو تا معرف در ایران با شماره تلفن و آدرس معرفی کن، شماره تلفن مدرسه ات را بگو... خلاصه ، روز اول اونقدر عصبانی بود که ما نتونستیم باهاش حرف بزنیم، جالب اینجاست که ایرونیهای دیگه ای هم توی پرواز بودن ولی انگار مامان من از همه بیشتر شبیه تروریستها بوده! تازه این ماجرا بعد از این هست که یک دور هم در سفارت آمریکا انگشت نگاری کرده بودن و یک ماه هم مدارکشون را فرستاده بودن « اف.بی . آی» چک کرده بود. معلوم نیست دیگه این مسخره بازیها چیه! بابا که میگه من بهشون میگم اگه خیلی ناراحتین برمیگردم، حالا از همه بدتر اینه که مامان خب یک کمی انگلیسی بلد بوده ولی بابام هیچی بلد نیست... ادامه دارد. بهتون پیشنهاد میکنم که مطلب « به قلم سر دبیر» امروز روزنامه شرق را بخونید، و همچنین سخنرانی بهاالدین ادب نماینده سنندج را. یادداشتها (29)
يادداشتها
متنهايي براي sms ... پونه جون سلام خوندم ميبينم که اوضاع خيلی شلوغ پلوغ.... ظرفا رو چرا نشستی؟!...بابا اون نونا ديگه کپک زده ، بريزشون دور... اينجا رو يه جارو بزن وگرنه سوسک ميکنه ها!!... حالا از ما گفتن بود....:) هی پَت! ايم خانومه چرا اطلاعات بيشتری از روزنامه ی شرق نداد؟.... سلام ..خوب بعد نيست اين مدت قدر مامان را بيشتر ميدونی ....و دختر خوب و خونه داری ميشی :) ...( از اون مدل حرفهای مامان بزرگی بود ها )!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوب اميدوارم در اين مدت بيشتر بنويسی و مامان هم هر چی زودتر با يک بغل سوغاتی برگرده ! اما هر جای دنیا حتی اگر بهشت برين هم باشه ، به دوريهاش با اين عمر دو روزه نمی ارزه به خدا .....من هم آپديت کردم دوست داشتی سری بزن .شاد باشی . راستی.... يه لينک به من بدهکارين!! ... سلام پونه ی عزيز. تقصير مامانته. اگه يه دفعه ميرفت و تو راهپيمايی سيزده آبان شعار مرگ بر آمريکا ميداد الان يک کمی دلش خنک بود. در ضمن ميدونی برای کسی که می نويسه هيچ چيز قشنگتر از اين نيست که يکی نوشته هاشو بخونه . آپديت کردم . قدم همه ی دوستان روی جفت چشمام سلام......ادامه دارد.....منتظر بقيه اش هستم...... سلام....اميدوارم کار مادرتون به زودی درست بشه تا خاطره خوبی از سفرشون داشته باشن........ وای وقتی اينو خوندم يهو دلم برای صدای مامانت تنگ شد خيلی!!!!!( .......تو سر جمال!!!) شاید استمپ زیاد داشتن؟ حتماً همین بوده vaghean inkaara sharm aavare .malom nist inha az joone aadam chi mihkaan? چی می شه گفت؟ سلام پونه... شايد دنبال سيندرلا می گشتن! عليکم السلام سلام ... پونه جون من مامانت چيکاره بوده !!!!!!!!!! شوخی سلام ... مهربون سلام پونه جان ! .. خيلی ممنونم .. اميدوارم روزای خوبی داشته باشی .. جالبه که تو هميشه ميای وبلاگ من و خبر آپديت شدن وبلاگتو ميدی. نه ؟ سلام،خسته نباشی خانومی..میبینم که از منم تنبل تـــــــــــری!!..ولی نه جدی همین که حوصله درست کردن غذا رو داری خودش یه نعمته....اینجاست که باید قدر مامانتو بدونــــــــی....ایام به کام... ميبينم که فرصت آپ کردنم نداری!....... ای آشپزخونهُ بد چرا اينقذه وقت خاله پونه رو ميگيری .... ور بپری الهی! واقعا تاسف باره! ما ايرانی ها رو اينا تروريست می دونن!! سلام..چی بگم آخه !..موفق باشی و شاد! به روز شدم...... سلام ممنون به وبلاگ خودت سر زدی....خوشحال ميشم دوباره کامنت هات رو ببينم سلام.ميبينم که.....................بابا خب مامانت حق داره بعد يه پرواز خسته کننده هر کی باشه کفرش در مياد.ولی عجب بابای باحالی داری مثل بابای خودمه.زبانش خوب نيست ولی هميشه ادعا داره که مثنوی ميتونم ترجمه کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!حالا چه جوری من نميدونم. pooneh
salam poone joon;
mikhastam begeam ke webloget kheyli khoobe , ama rastesh enghad matalebeto kesh midi ke adam hoselash enmiyad be hamasho bekhoone , age ye kam kootahtar beshe be nazare man behtare .
ghorbanet
bye
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/46
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||