دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

27 دی 1382
من با خودم به همین

من با خودم
به همین شکل ساده از چیزی که زندگی ست
سخن میگویم.
 
یکی از برادرهایم در خارج از کشور زندگی میکند، همان ینگه دنیا، کشور آرزوها. و خارج ازهرگونه نژاد پرستی ایرانی و وطن پرستی- که گاهی مارا به آن متهم و مسخره میکند- یک زن سیاه پوست آمریکایی دارد و جدیدا یک بچه تپل و خپل که عناوین مختلفی بهش دادیم از جمله : پیراشکی، شیر شکلات، جان جانان و... که اسمش را گذاشته اند: زکریا منصور - گفتم که برادرم هیچ تعصبی ندارد- مادرم برای دیدن نوه تازه به دنیا آمده اش – البته الان دیگر تازگی ندارد چون دقیقا روز تولد من بدنیا آمد- میخواهد که به ینگه دنیا سفر کند. خب طبق معمول از برادرم میپرسد که : چی میخوای از اینجا برات بیارم؟ واو در جواب میگوید: یه پادری که روش به فارسی نوشته باشه «خوش آمدید» و یه فرش که نقشه ایران را توش کشیده باشند. گفتم که برادرم به تعصب ما میخندد. و ماجرا از اینجا شروع میشود:
مغازه فرش فروشی اول که از روی تبلیغهای تلوزیونی آدرسش را برداشتیم: - سلام آقا. -... -ببخشید یه فرش میخواستیم که نقشه ایران توش داشته باشه.- بله خانم؟ فروشنده سرش را میخاراند و من دوباره میگویم: یه فرش که...- نقشه ؟ - بله آقا نقشه ایران . فروشنده میرود ویک تابلو فرش از سرباز هخامنشی میاورد – نه آقا نقشه ایران همون گربهه. – منظورتون نقشه ایرانه ؟آها!!! نه خانم پیدا نمیکنید...
مغازه دوم:-... -... – یه فرش که روش...- ها؟  - آقا نقشه ایران – نه خانم نقشه که نه ولی اینو داریم اینوداریم اینو داریم.... سربازهای هخامنشی جلوی رویم رژه میروند و میهمانهای پادشاه که هدیه آورده اند و گاهی نقشی از ستونها و سر ستونها... – آقای محترم نقشه ایران گفتم نه سرباز هخامنشی...فروشنده محترم شانه هایش را بالا میاندازد و رئیسش را صدا میکند: نقشه ایران؟ داشتیم اتفاقا فروش خوبی هم داشت اما مدیریت که عوض شد دیگه نزدیم....
 همان روزی که باران میامد رفتیم میدان هفت تیر سراغ فرش فروشیهای ماشینی، فکر کردیم اگر فرش نداشته باشند حتمی « پا دری » به زبان فارسی دارند..همینطور زیر- باران باید رفت- میرفتیم که بوی قهوه شنیدیم ، اصلا بویش مستمان کرد، همینطور دور از جان شما - مثل هاپو- بو کشیدیم و رسیدیم به قهوه فروشی - ادنا- البته قهوه خشک میفروخت ولی روی یک تکه کاغذ چروکیده و زرد رنگ که گوشه شیشه کثیف مغازه اش زده بود نوشته بود: «قهوه آماده» داخل شدیم و مرد ریش نتراشیده و نخراشیده با بلوز گل منگولی و خلاصه...- زیر باران باید رفت-... بوی قهوه بیشتر از اینها مستمان کرده بود که به خاطر چهره عبوس آقای ادنا ( لابد) روبرگردانیم و برویم، آقای فروشنده گفت: از تمام شهر میان از اینجا خرید میکنن اما میدونین چیه خانم؟ به مادرم نگاه میکرد، من را اصلا نمیدید. – اگه دوتا جوون بیان اینجا وقهوه بخوان من از مغازه بیرونشون میکنم. توی دلم گفتم:آفرین باهوش...و حیف که قهوه را سفارش داده بودیم وگرنه اون رگ لریم گل میکرد و یه چیزی به آقاهه میگفتم. نمیشد، نم نم بارون وبوی سنگین وتلخ قهوه و اون سفارش عجیب برادرم ، حس خشونت را درمن از بین برده بود. خلاصه جور دیگر دیدیم و به اولین ودومین و سومین مغازه رفتیم: - اقا پادری ... اقاهه صبرنمیکردکه من جمله ام را تمام کنم و پادریهای رنگارنگش را جلویم کشید، - نه آقا میخوام روش نوشته باشه خوش امدید. مرد نگاهی کرد و یه خارجیش را برام آورد: - نه آقا به فارسی نوشته باشه...- چی خانم به فارسی؟ مرد پوزخندی زد انگار که من حرف بدی زده باشمها بعد شانه هایش را بالا انداخت و گفت: نچ ، نداریم. و قصه ما همینطور ادامه پیدا کرد، بعضی ها البته استقبال هم کردند و گفتند: چه فکر جالبی..! بعضی هم البته با اخم جوابمان را دادند و گفتند..... ! و ما دست از پا دراز تر بدون فرش و بدون پادری آمدیم خانه.....
 
دوستهای خوب بلاگ اسکایی من که لینکشان را در کنار صفحه ام دارم، اگر مایل هستند تا شروع دوباره کار بلاگ اسکای چیزی بنویسند میتونن از صفحه من استفاده کنن، متاسفانه آدرسهایشان را نداشتم تا برایشان همین پیغام را میل کنم،ولی اگر خواستند بنویسند هم در اینجا وهم در خبرنامه خوشحالی میتوانند مطالبشان را بگذارند. فقط کافی است نوشته اشان را برایم پست کنند- از نوع الکترونیکی-.
 
پدر نیلوفر- جنسیت گمشده- مریض شده و نیلو حسابی کلافه است، اگر خواستید مطلبی برایش بنویسید او الان در پرشین بلاگ مینویسه. نیلو جانم : این طور نمیشود که تا ابد، از طعم ولرم خاک و این خواب تشنه و تحمل چیزی به اسم زندگی ترسید..!
 
دیروز خیریه وبلاگ نویسها بود، البته من ساعت 3 رفتم و زیاد شلوغ نبود، کاش بیشتر تبلیغ میکردند. با این حال دستشان درد نکنه و خدا پشت وپناهشان. دوباره وطن را خواهیم ساخت.
 
خب برای بازی جدیدی که راه افتاده کی با من شرط بندی میکنه؟ میدونین که منظورم کدومه...ای بابا شما هم که مثل همون اقا فرش فروشه شدین...!!
 
باد پر از غصه چیزهای درگذشته است....
 
 

یادداشتها (22)



 

يادداشتها

از لطفت به بلاگ اسکايی ها خوشم اومد ولی اين کاری که ميگی عملی نيست که آخه چه جوری از صفحه شما استفاده کنند؟ ايميل کنن تو پست کنی؟؟!!!!!!!!!!! راستی برای فرش نقشه ايران و پادری خوش آمديد کمی سر کيسه مبارک شل فرماييد و در همشهری آگهی بنماييد رفتن به سمساری بهتر از فرش فروشی است. درود
موفق باشی.
والا سر کیسه را شل کرده ایم ولی به فکر آگهی دادن در همشهری دیگه نیافتاده بودیم.البته به سمساری هم نرفته بودیم..بیشتر توضیح دادن من میشود توضیح واضحات. راستی درمورد استفاده از صفحه من : بچه ها میتونن مطالبشون را برای من بصورت فایل پست کنند من هم هر روز یکی اش را میگذارم. کار نشد ندارد
:)
من يه فرش ديدم تو يه فروشگاه ايرانی با نقشه ايران...می خوای بفرستمش؟
راستی بازی؟ من نفهميدم چی شد .
دردود بر دخت ايران زمين. خانم جان ، اين قضيه که فرموديد - البته با انشای زيبای شما - قصه ای است که سر دراز دارد ، سالهاست از همون زمان شاه و اينها که متاسفانه ، هر چيزی رو با ظاهرش ميسنجيم ، اين همه چيز خوب داره اين غرب که برو بچه های ما ميبينين که چه چيزهايی رو از توش * در ميارن!* ، اون قضيه فرش هم همينه ديگه ، نوشته ايرانی افت داره ، امليه و از اين حرفا. پی نوشت : جوونای فاميل ما انقدر تو جمله هاشون از لغتهای انگليسی استفاده ميکنن که من تقريبا نميفهمم چی ميگن(:
مرسی لينک منو برداشتين با با دمتون قيژ باد!!!
همين مشکل رو ما هم داشتيم!!!رفتيم بازار.
پونه جون سلام . باور کن فعلا اصلا حالم خوب نیست بعدا از خجالت شما و بلاگ در میام دعا کن برام
aare ,,man yeki khoob mifahmam chi migi.baraye khodam az in etefaaghaa ziyaad oftade.midooni aadam che haali behesh dast mide,in joor mavaaghe adam az inke too iran zendegi mikone vaghean sharmande mishe.man baraaye ketaabdaastanhaaye bachegoone iraani moshkel dashtam.:)))
خوندم ولی نطری ندارم . يا حق
نفهميديد که چرا فرش با نقشه ايران موجود نيست ؟
من گذشته ام گم کردم پيداش کردی خبرم کن
سلام
جسارتا پاسخی به نظرتون تو همون قسمت نطرخواهی وبلاگم دادم. ممنون.
سلام پونه جان ....چه قلم قشنگی داری !!! اميدوارم که بلاخره فرش و پادری را پيدا کنی ...شايد ( فرش عظيم زاده )که جام جم اروپا همش تبليغش را ميکنه داشته باشه ، (آدرسش پاسداران ، بوستان يکم ) . آخه به خدا اينطرف دنيا يک حالی ميده اين جور چيزهايه ايرانی که شايد تا وقتی توی ايرانيم بهش بخنديم. .... اما هيچ جای دنيا ايران نميشه . اگر پيدا کردی به من هم خبر بده .من هم منتظر حضور سبزت هستم . موفق و شاد باشی.
سلام...عوضش تا دلتون بخواد فرش با طرح پرچمهای کشورهای ديگه و پادری با حروف بزرگ انگليسی تو بازار هست.....آخ که آدم يه جاييش درد ميگيره.....دل ميگم...دل!
جالب بود...با لينکی که آبی داده بود اومم اينجا....وباگت جالبه.....قلمت روونه و حست مثل همهء ايرانی ها بی نظيره....شاد باشی،حباب!
يعنی تو شهر به اين درندشتی يه فرش و يه پادری با اين نشونيها پيدا نشد ؟ ای بابا ... اونوقت ميگن امکانات فراهمه :))
پونه جان سلام . متنی که در مورد ایذه نوشته بودید مرا خیلی تحت تاثیر قرار داد بخاطر اینکه من هم اصالتا اهل همان منطقه هستم و فعلا مقیم تهران ولی هرگز نمی توانم آنطور که شما نوشته بودید ایذه و مردمش را توصیف کنم . اگر آدرس ای ميل خود را به من بدهيد باعث خوشحالی ميشود .
سلام ... خسته نباشید. آفرین. آدم وقتی این نوشته ها را میخواند و میبیند که چه قلمهایی در ایران زده میشود واقعا به خودش میبالد که بالاخره ..... . باید بگویم که ای کاش وقت داشتم و همه نوشته هایتان را میخواندم و با حوصله هم میخواندم. اما در اولین فرصت این کار را خواهم کرد. میدانید در اینجا ( منظورم خارج کشور است ) با اینکه گرفتاریهای ایران را نداریم اما وقت بسیار کم است و این هم شده یک معضل. بسیار روان و ساده مینویسید و این یک نوشته را زیباتر میکند. هیچ چیز در جهان به اندازه سادگی زیبا نیست. پیروز باشید.
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/52

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: