دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

7 آبان 1382
من نميخواهم بزرگ بشوم و کسی اينرا نمفهمد

ميبنم که طبع داستان نويسيم حسابی گل کرده و گل کرده امشب که يارم ... ای بابا ببخشيد يه خورده غير روشنفکرانه شد، چند تايی کتاب خوندم اين چند روزه که بد نيست بگم شايد دوست داشته باشيد بخونيد:
واهمه های بی نام و نشان : غلامرضا ساعدی
دو دنيا: گلی ترقی
زن در تفکر نيچه :نوشين شاهنده
و يکی هم که الان دستمه و هنوز تمومش نکردم ، پنج گفتار در بيان روانکاوی:فرويد
خودتون حدس بزنيد که چه شير تو شيری هست از لحاظ کتاب خوندن من.
خب بايد بگم که برای برنامه آينده يک داستان کوتاه ديگه هست که ميخوام براتون بنويسمش، فکر کردم اگه دوباره امروز يه داستان بذارم صدای همه در مياد.
آيا هنوز قادريد کيلومترها راه را با لذت قدم بزنيد؟
اختيار زندگی خويش را خود بدست گيريد؛چه روی خواهد داد؟ چيزی وحشتناک: کسی را برای سرزنش نخواهيد يافت. «اريکا يونگ»
 

یادداشتها (15)



 

يادداشتها

من زياد به يونگ اعتقاد ندارم ولی اينکه شما چند کتاب را در يک زمان حتا بخوانيد نه تنها عيبی ندارد بلکه بايد چنين باشد .این وسط سعی کن چیزی هم بنویسی که میشود مثل زنگ تفريح بين کلاسها ی متفاوت . و هيچ هم عيبی ندارد . من يک کتاب پهلوی تختم باز است و يکی با خودم سر کار ميبرم .چند تا هم روی ميز باز و بسته هستند که آنها مثلا حافظ ُ سعدی و فردوسی يا نظامی . هستند و بهمه هم سر ميزنم و رشته هيچکدام هم گسسته نميشود . شاد با شی
اين جمله آخر خيلی به دل نشست ... مرسی
آره راست ميگه، منم هميشه قاطي ميخورم، هيچيم نميشه/ راستي اوون سالاي ۵۵-۵۶ مد بود اين اسم ؟! تحفه !/ همتونو بايد كشت ، چه با تفنگ چه با مشت/ راستي هوا چه طوره ؟ هوا خنكه اما من گرممه، نميدوونم چرا !// تازه ديروز صبح يه طاقار ماستو خيار خوردم بدون عرق ، آخه من عرق خور نيستم، مزه خورم !//همين امثال شماها هستين كه باعث ميشين ملت يكي يكي بلاگا نويسيو ول كنن ! خوب آدم وقتي مياد مال شما رو ميخوونه خوي دپرس ميشه ديگه يعني از خودش نا اميد ميشه...حالا هي پز بدين !....../// خوشحالم از آشنايي با وبلاگتون .
قلمت پر توان باد پونه نازنین.....بازم مثل همیشه زیبا بود.....موفق باشی......پاینده ایران
سلام...کتابهای خوبی را نام بردی...مخصوصا فرويد... راستی! واقعا از اينکه می ايی و مينويسی سپاسگزارم!
حق با يونگه . اما اينم يادت باشه که" جهنم حضور ديگرانه"(سارتر)
سلام ... کسی اينو نمی فهمه ... آخه جر اين نيست ... ما محکوميم به بزرگ شدن !!!
ها ها ها ها ...... می بينم دوستمون داره يواش يواش قات می زنه ...... چرا؟
اين جمله اخر واقعا مغرکه بود...
سلام . خوبی . خوش به حالت وقت داری کتاب بخونی .
ممنون از لينک
من از غروب سرد پاييز سراغ تو را ميگيرم.....من را به زمستان حواله ميدهند.....
baba mibinam dokhtarakam bozorg shodeh be sorate bad mikhoneh besorate bad mineviseh har vaght miyam in ja engar koli enerji migiram!
ممنون که سر زدی .
salam be maa ham sar bezanin
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/79

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: