|
دوستان
قصه های عامه پسند
ماسک هفتان گمشده در بزرگراه کابوس های فرا مدرن آورا کتابلاگ میرزا پیکوفسکی زیتون داروگ خوابگرد نوشته های پشت شیشه در بلاگفا نوشته های پشت شیشه میرزاقلمدون رد پای خیس باران تنهایی پر هیاهو انگار نه انگار خورشید خانم لانگ شات سیناپس هایتان چطورن؟ یوسف علیخانی آوات و هیوا خیلی دور خیلی نزدیک تب 40 درجه خلوت لیلا منیرو روانی پور عباس معروفی غلاف تمام فلزی افرا و پاییز آلیس در شگفتزار داریوش کبیر عرض حال شب نویس امید معماریان ژولین سیفعلی مراد Citizen of the world سیامشق های یک مالی آفتاب برگردان سارا فقیه نصیری هزار و یک روز پرستو آزادی ابد اتاق هشت کلید نوشته های پشت شیشه- دومی میانبر های سی ثانیه ای نشانه ها جای برای هیچ کس پیمان ابدالی اطلسی های خیس امیر حسن چهل تن صادق هدایت Powered by BlogRolling Designed by: ARDAVIRAF |
آرشیو
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 آذر 1383 آبان 1383 مهر 1383 شهریور 1383 مرداد 1383 تیر 1383 خرداد 1383 اردیبهشت 1383 فروردین 1383 اسفند 1382 بهمن 1382 دی 1382 آذر 1382 آبان 1382 مهر 1382 شهریور 1382 مرداد 1382 تیر 1382 خرداد 1382 اردیبهشت 1382 فروردین 1382 اسفند 1381 بهمن 1381
|
||||
|
12 مهر 1382
تکرار !!! با اجازه
نميخواستم که تکراری بنويسم ٬ ولی وقتی کلاغه هميشه دير به خونه اش ميرسه و تمام قصه ها دروغ ميشه٬ چه کنم؟ شما فکر کنيد من نوشته ای ديگه ای ندارم اين شعر منو زجر ميده کاش هيچ وقت به اين درجه از احساس نرسيده بودم که اين را بنويسم٬ وقتی ۸ شهريور اين شعر را گذاشتم روی وب نيلوفر بهم زنگ زد و گفت« پونه خودت اينو گفتی؟» منم گفتم «آره» و تو دلم گفتم کاش هيچ وقت همچين احساسی را تجربه نميکردم و چنين چيزی را نمينوشتم اون موقع فکر ميکردم که تمامی احساسم همانی هست که نوشتم ولی حالا٬ وقتی جای خالی دندونه درد گرفت٬ بدجور ...وقتی ديدم درد پيچيده توی « احساسم» ٬ «روحم» و ديدم که چاره ای ندارم جز اينکه تحملش کنم فکر کردم دوباره نوشتنش اشکالی نداره. زندگی لابد تجربه همين دردهاست و گذشتن از همين حادثه هايی که وقتی برمی گردی و نگاهشون ميکنی فکر ميکنی کابوس بوده٬ بايدگذشت و رفت رو به جلو ٬ خاطره های خوش ديگه گذشته٬ بهتره بهش فکر نکرد٬ ميدونيد گفتن اين حرفها چقدر آسونه.. ولی عمل کردن بهش٬ همون عمل کردن بهش هست که روح آدم را له ميکنه و آخر سر چيزی ازت باقی نميمونه٬ يا شايد هم ميمونه٬ ها؟ نميدونم شما بگيد. من ديگه حرفی ندارم برای گفتن٬ هوا عجب معرکه است جون ميده برای عاشقی...برای زير ابر راه رفتن و خنديدن٬ برای کوه رفتن و عدسی خوردن٬ برای تجربه ترم اول دانشگاه و نگاه کردن به استاد و هيچی نفهميدن٬ عجب هوای معرکه ايست ٬ برای نشستن توی ايوان خانه کتاب خواندن و به اسمان نگاه کردن و پرواز کلاغها را دنبال کردن.عجب هوای معرکه ايست برای تجربه چيزهای جديد٬ هيجان انگيز٬ ترسناک...برای نويسنده شدن٬ برای زبان خواندن٬ برای آهنگ گوش دادن٬ عجب هوای معرکه ايست برای وبلاگ نويسی٬ عجب هوايی است برای اينکه پدر را محکم بغل کنی٬ برای برادرت ميل بزنی بگی بابا پاشو بيا ايران دلمون تنگه٬ عجب هوای معرکه ايست برای خنديدن و زيادخنديدن بلند خنديدن٬ برای گريستن٬ زجه زدن٬ زار زدن...هوا عجب هوايی است برای هيچ بودن٬ الکی رفتن٬ دل شکستن٬ بد جنس بودن... عجب هوايی است امروز برای « زندگی کردن»
يادداشتها
راستی اول شدم .......... سلام دوست جون . پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق ... هر کسی لايق آن نيست که بر دار شود . خوش خرم باشی . علی ........... ندا
پونه!به آخر فيلم نفس عميق فكر كن؟ زندگي ادامه داره. پا رو بذار روي گاز و به مسيرت ادامه بده. هنوز كلي پيچ و خم پيش رو داري. زندگي شايد همين باشد...نقدی ندارم. دلتنگی... سخت است ولی سخت تر از اين ديگر نبودن است سلام خوبی مرسی بهم سر زدی بعدم اجازه بده آف بخونم ! سلام. شعر کوتاه و زيبايی بود. ممنون که سر زدين.خوشحال می شم بازم سر بزنين. سلام ..ممنونم ....آپديت کردم ...اگه بازم بيای خوشحال می شم ای زندگی که با تمام پوچی از تو لبريزم..........گفتم که ديگه هيچی ارزشش نداره ...کم کم داره يادم می ره که دوست داشتن چيه « پونه خودت اينو گفتی؟» خانومی سلام شعرت قشنگ بود يادم نيست دفعه قبل برات چی نوشتم يعنی مهمم نيست. اما يادت باشه که هر وقت شعار ندی موفقتر مينويسی!!اگه فقط از خط آخر شعرم خوشت اومده کلی شرمندتمچون اين خط از شاملو هست.ميدونی کي يه ؟ همون شاعری که همه شعراشو فراموش کردن و دارن مزخرفاتی رو به اسم شعر تحويل خلايق ميدن. ارادتمند هميشگي راستی خوشحال ميشم برامp.mبدي.yahoo idمن هم که معلومهpicha_rex ارادتمند هميشگی سلام....چقدر احساس لطيف موفق باشی دوست عزيز جوانم. دلتنگی سخت است اما خط بطلان آن دوباره عاشق شدن است. سبز بمان و هميشه عاشق . راستی عجب هوای معرکه ايست برای عاشقی، برای بودن . پونه ی نازنينم سلام . زيبا بود مثل هميشه . ولی من هنوزم نمی تونم اونطور که می خوام بنويسم . هنوزم از انزوا در نيومدم دعا کن يه کم عادی شم فقط يه کم . موفق باشی عزيزم . سلام/هوا هوای خوبی است برای بودن برای زندگی برای تولدی ديگر سلام ..من گيج شدم ..ميشه چيزی نگم ؟؟؟؟؟؟؟؟يا حق نمی دونم چرا اما ياد اين شعر افتادم : و قاف حرف آخر شعر است / آنجا که نام کوچک اغاز می شود ... . واينکه : می دانی ؟ / می گويند : / رسم زندگی اينست : / می آيند / می مانند / عادتت می دهند / و می روند ... شاد باشی ميدونی مرز عشق و نفرت خيلی برامون کمرنگ شده.شايد همه توبه کنيم از عشق اما اين توبه رو شکستن مزه ديگه ای داره... پس بايد هميه يه موقع مناسب پيدا کرد برای عاشق شدن ..... می دونی من اين چيز رو نمی دونستم ....که عشق موقع ساعت و وقت می خواد ...مرسی که بهم گفتی عزيزکم ..... حوصله کن قناری بی قرار ، میان دل وبیدل چرا؟ روزی میرسد که تو هم بر شاخه ترد عشق بنشينی و ستاره از آسمان برچينی ، اما میترسم در وادی عشق با هرگامی که بر میداری ،از پس پای گریه گونه هایت به قطره اشکی بلرزد سلام پونه ی نازنين. وبلاگم بالاخره آپ ديت شد. منتظر قدمهای مهربانت هستم. سلام . بازم بنويس . جدا از تعارف خوب می نويسی در سرودن هم چيزی کم نداری پس از ما دريغ نکن .يا حق ... او.ح دلتنگيهای انسان، دل باختن است بونه .حان. اوج دل تنگی لحظه ای است که می خواهی ولی نمی رسی..... pooneh janam golakam khaharam doste ghashangam vaghi ke lahzeh lahzeh foro rikhtan ra ba to bodam vaghi ke ashob ra dar cheshmhaye mahrabano bighararat didiam va dastanam basteh tar az har vaght digar bood che begoyam che begoyam ke layeghe an hameh deldadegi bashed ke bad e avale payiz ba khodash bord!!!!! ببخشيد! من ميخواستم داد بزنم!!! سلام...وبلاگ جالبی داری...ممنون که سر زدی...موفق و سربلند باشی... سلام پونه جان ! ...آره شنبه هوا خيلی دو نفره بود !...اوج دلتنگی ! ...« نخواستن در اوج خواستن »...( اين هم يکی از اون پارادوکس های دل ِ بشر ِ ).....با نظر «باربد شمس » موافقم .....موفق و استوار باشی پونه جان ! امیر حسین
کی تورو اینهمه ناراحت کرده٬ ایییییییییییییییییی نفس کش بد خواه مد خواه داری بهت نمیاد اینقدر غمگین باشی...زنگ میزنمبابا يک بار هم از ۲۷ تا بيشتر شد بالاخره!! اينهم سی اميش که عقده ای نشم٬ همينه ديگه همين.
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/87
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||