دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

6 مهر 1382
من٬ فی فيلَم٬ ای بابا فيل قربان


شينده بودم ميگن دندونی را که درد ميکنه بايد کند انداخت دور٬ يه مدتی بود که دندونه درد ميکرد٬ولی خوب دندونم بود ديگه يه عمری با هم زندگی کرده بوديم کی دلش می اومد بکندش٬ ولی درد زياد شد و دندونه مايل نبود خوب بشه٬ منم کندشم ولی ننداختمش دور٬ گذاشتمش گوشه کشوی ميز٬ هر چند وقتی نگاهش ميکردم٬ دلم براش تنگ ميشد آخه٬ روزهای خوشمزه ای را باهم تجربه کرده بوديم٬ به چيزهای زيادی خنديده بوديم٬ و باهم عصبانی شده بوديم...تا يه روز ديدم جای همون دندون قديمی يک دندون ديگه داره در مياد٬ خوشحال شدم و روزها گذشت ٬ و ما به هم عادت کرديم و دندونه حسابی جا افتاد..اما اين يکی هم ... کندمش و گذاشتمش زير بالشتم تا فرشته ها بيان و جاش برام هديه بذارن...ولی.
بعد از يه مدت ديگه باز يه دندون ديگه و تکرار همون ماجرا... از دندون درد خسته شدم٬ اما دندونامو دوست دارم٬ چرا وقتی ميرن دوباره ميان؟ ديگه اين اخريها دندونهارو نگه نميداشتم چون همشون عين هم بودن هم سايز و هم قواره و همه هم از يک جنس.ديگه نگرشون نميدارم بلکه می برمشون توی يک جای دور و پرتشون ميکنم بيرون...اما ميدونين چيه هنوز اون اوليه جاش ته کشوی ميزمه و هنوز دلم براش تنگه...
نوشته ای که ساعت ۵ صبح بنويسيش بهتر از اين نميشه.. بيخوابی است و هزار حرف نگفته و درد..جای همون دندونه که ديگه نيست درد ميکنه و من ديگه بريدم.

 
 
 
 
 

یادداشتها (21)



 

يادداشتها

با سلام...پس شما هم شهر قصه رو گوش داديد... دندونی رو که درد ميکنه(اوخی اوخی!!) جاش خالی ... موفق باشيد و شاد.... يا حق
سلام . من از خوندن مطالبتون لذت می برم ولی اين آخری رو که خوندم دندنم درد گرفت . منتظر مطلب جديدتون هستم . لطفا آپديت کرديد من رو بی خبر نگذاريد . از ابراز لطفتون ممنونم . امیدوارم که همواره موفق و کامياب باشيد . روز خوش . . .
سلام پونه جان......خوندمش....با مزه ولی دردناک بود...به هر حال هر دندونی یه تجربه ست برای بهتر زندگی کردن... خاطراتش می مونه احتیاجی به کشو نیست...باید باور داشت که خاطرات رو نمی شه ریخت سطل آشغال...ولی با یه مشت خاطره های خوب و بد مگه میشه تا ابد زندگی کرد؟...شاد باشی.
سلام مهربان... موفق باشی.. تو را به ميهمانی واپسین شاهکار استاد بهرام بيضايی در بلاگم دعوت می کنم... تو را من در چشم در راهم... منتظرتم...
سلام دوست جون . خيلی دردآوره اين دندنها . نههههههههههههه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوش و خرم باشی . علی ....................
سلام...ام روز در کافه بلاگ خدمت رسيدم...خوش حال می شم از بلاگ من ديدن کنيد....در ضمن با اجازه به شما لينک دادم...شاد و خوش..حق
دندون مندون چيه.همشو بکش جاش مصنوعی بذار تازشم يعنی چی لينک من رفته پايين همه.لطفا برگرده سره جاش.
سلام..راستش من شما رو نديدم ولی آدرس سر راست وبلاگت رو روی يه کاغذ توی کافه بلاگ پيدا کردم و حفظش کردم(يکشنبه عصر)شعر پاييز خيلی قشنگ بود..من که عاشق پاييز و فصل ارديبهشت هستم!! آخه متولد ارديبهشت هستم..به هر حال من يه ۸ سالی از تو کوچيکترم و بهتره بگم شما. به من هم سر بزنين و اگه قابل دونستيم بهم لينک بدين..اگه اجازه بدی من به تو لينک بدم...می بينمت..فعلآ
سلام .. وای نگو دندون S: دندونم درد ميگيره !
دندونی که خرابه رو بايد بکنی بندازی دور!! بابام می گفت. وقتی من شبا دير ميومدم خونه. ولی هيچ وقت اينکارو نکرد.مرسی که اومدی موفق باشی.
سلام خانومی . کافی شاپ خوش گذشت؟يه پيشنهاد واسه اون بچه تخسه دارم بهش بگو دندوناشو دور نندازه اونا رو بکاره تا زيادتر بشهاونوقت باهاشون يه قل دو قل بازی کنه.اما يه چيز جدی فکر نمی کنی نوشته هات بهتر شدن ؟ خوب که نه ! ولی خيلی با قبل فرق کردن .و ميدونی دليلش چيه؟ جوابشو بعدا بهم بگو. خيلی مواظب نيلو باش با اون حرفايی که ويژول ميزد وضعش زياد نبايد خوب باشه. ارادتمند هميشگی
سلام ..پونه جان ! ...اميدوارم هيچ وقت دندون درد نگيری که بخوای بکشيشون ! ..ولی آخه جای يه دندون ِ کشيده شده چند بار ِ ديگه ميتونی دندون در بياری ؟!...
اولين نگاه به نوشته هاتون جذاب بود.اميدوارم ممتد باشه......شاد باشيد
بيدار بنشين! يه همه چيز بينديش؛مگر درد دندان... ميدانی چرا؟!
سلام پونه جان....من بالاخره تونستم بیام....هورا....ممنونم که همچنان به من سر می زنی...
سلام دوست کافه بلاگی من...
سلام دوست کافه بلاگی من...
سلام...آپديت کردم...
دندون شما درد نکنه!
اين بار که دوباره دندانت رو کشيدي، حتما بذار لای جرز ديوار . چون ميگن کلاغ ه مياد و جاش طلا ميذاره . خدا رو چه ديدی شايد گذاشت.
سلام مال منم هنوز درد می کنه ...
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/89

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: