.:
لینک دوستان :.

    .: منوی اصلی :.
       صفحه اصلی
       آرشیو
       درباره من
       وبلاگ انگلیسی
       ایمیل
 












 

 

 

.: فتوبلاگ :.  
برای تکه ای نان


.: نقد ها و بررسی ها :.
داریوش بلادی

31 مرداد 1383

چهل گیسوی طلائی آفتاب
می آویزد ازگوشه پنجره ،
به داخل اتاقم.
و من،
یکایک نیازهایم را،
به حرارت خورشید،
دخیل می بندم.
عشق چه آسان،
از مشبکهای چوبی پنجره،
راه گلهای فرش را می گیرد و
می رسد به انتهای خنده ی من،
در گوشه چپ قاب عکس
28 مرداد 1383


جالبه که آدم 40 نفر را توی لیست دوستان یاهوش داشته باشه و موقعی که داره از تنهایی دغ می کنه حتی یک نفرشون آن لاین نباشه.
آخخخخخخخخخخخ
کاشکی دنیا واسه یک شب مال من بود



یادداشتها (9)

 

 

 

 

 


 

يادداشتها

جالبتر اينه که ۴۰۰۰ تا ادم دورت باشن و بازم تنها باشي!!!!!!!! عيب نداره اينجور موقع ها خدا هست (خدايا چون تو دارم همه دارم اگرم هيچ نباشد)
ندا
پونه ... عزیزم ... خیلی قشنگ بود... یاد ما باشد تنها هستیم ...
خداوندا تو که با کلامي زمين و آسمان را آفريدي با کلامي مرا جويباري کن که در خاک تشنه فرو روم يا پروانه اي که قبل از غروب آفتاب مرده باشم ...
سلام من که هميشه آن لاينم !!!!!! مثلا همين الان....پس کوشي؟؟؟؟
shabaaviz
سلام : شعر خوبی بود . ضمنا بابت تنهايي و آن لاين نبودن هیچ کدام از دوستها فقط می تونم بگم متاسفم . موفق باشی : شباويز
انگار همه گرفتار این قضیه ن
چه خوش پيوند دادي خود را با آفتاب آن هنگام كه تنها همدمت سكوتي سرد بود.موفق باشي و هميشه آفتابي.
بعد می خواستی با دنیا چکار کنی؟؟
کاش چند ثانيه واسه خودم زندگي مي کردم... فقط به اندازه يه پلک
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/150

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: