« مقدمه همه خاطراتم
لالایی مادر بزرگ است و
زینب خاتون با گیسهای بلندش،
لی لی عصرهای تابستان.
بلوغ را می گذارم،
پشت سه نقطه ی پایانی پاراگراف و
نقطه سر خط،
دوباره شروع.
نگاه جوانم می تراود از گوشه چشم،
بر پرده منقوش زندگی،
و قلم مویی که بر دستانم هست،
شوق زندگی را،
می کشم بر دیواره هایش،
و عشق،
رنگ جاودانه زنده بودن.»
پونه ابدالی
27 مرداد 1383
یادداشتها (3)