|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
4 مهر 1383
الهی یادداشتها (4)
يادداشتها
zohreh
خیلی دلم می خواد یه حال اساسی به خودم بدم.یه راز ونیاز از اون ته قلبم.نمیدونم چرا این همه سنگ شدم.تو اگه میدونی بهم بگو واگه میتونی یه راهی نشونم بده.از اينکه اين وبلاگ رو پيدا کرده خوشحاله
hojat bodagi
۱۷ مهر سالمرگ فريدون فروغي ست.بعد از ۳ سال به ديدارش مي رويم. وعده ما کيلومتر جاده اشتهارد به بويين زهرا.سمت چپ. روستاي آبباريک. قريه قرقرک.ساعت ۲ تا هميشه.سلام. پونه جان...لذت بردم.. بعد از مدتها واقعا لذت بردم.. جمله ي : آلهی روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم،اکنون خود را میجویم و ترا می یابم. بسيار عميق و از اصيل ترين اصول عرفاني دم ميزند. ممنونم. خيلي ممنونم. در جواب زهره بايد بگم ما آدم ها به دو دليل معمولا خيلي سنگ ميشيم. لااقل من اين جوري فکر ميکنم. يکي اينکه ميخواهيم از فشار اطرافمان فرار کنيم و در اين ميان امن ترين مکان را خود ميابيم و نه خداي خود... و ديگر اينکه به نظر من البته : دلمه هاي خون فقط چند ساعت تازه است. بعد از آن خشک ميشوند. ميترکند و فراموش ميشوند....زخم هاي قلب مادلمه هاي برگي از خون را ايجاد ميکند... ولي زخمهاي روح هرگز بسته نخواهد شد.....هرگز...
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/169
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||