« جادویی است ناشناخته،
که می پیچد در دل کویر.
گیسویی نمناک بر تنی عریان.
همچویک زن،
زاینده و خاموش،
زاینده رود را می گویم،
آیینه تاریخ.»
پونه ابدالی
29 / مرداد/ 1383
سلام. راست ميگي من خيلي وقت نبودم. راستش در حال مهاجرت بودم. حالا ساکن تهرانم. به هر حال زندگي قسمتهاي سخت اما واقعي هم داره. اميدوارم بتونم بيشتر بهت سر بزنم. شاد باش و ديرزي.اشراق