21 بهمن 1383
برف
خدایا
میشه اینهمه بلور سفید را دید و به یاد تو نیافتاد؟
میشه اینهمه زیبایی و سفیدی را روی تن درختها دید و تو را شکر نگفت؟
خدایا
دلم می خواهد به اندازه تمامی دانه های برفی که این روزها به شهرم هدیه دادی ذکر تو بگویم و بلند بگویم خدایا سپاسگزارم از اینهمه نعمت، بگویم خدایا به من چشمی بده تا لیاقت دیدن اینهمه زیبایی را داشته باشم، خدایا به من ظرفیت داشتن اینهمه نعمت را ارزانی کن. بگویم خدایا در پناه تو هستم و تو
را شبانه روز سپاس می گویم.
گر سر هر موی من گردد زبان
شکر های تو نیاید در بیان
دیروز تهران عروس سفید پوشی شده بود در کنار البرز، چقدر زیبا و ستایش انگیز بود، چقدر سفیدی زیباست.