وای نمی دونید چقدر از اینکه دوباره می تونم بنویسم خوشحالم، اونقدر بلا سر این وبلاگ و بعدش کامپیوتر و بعدش خودم اومد که اصلا نمی شد هیچ کاریش کرد. ماجرا از این قرار بود که هرچی می نوشتم پست نمی شد، بعد زد و مودم سوخت، سپس در پی اعلام نتایج بی سابقه انقلاب 84 من دچار شوک عصبی شده و یکروز تمام در خانه بستری شدم. خب همه اینها روی هم میشه همین سه هفته ای که نبودم و دلم لک زده بود برای حرف زدن و حرف زدن. حالا هم هیچ مطلبی آماده نکردم اما از ذوقم دارم می نویسم . دوستهای خیلی خوبم که مطلب منو می تونن بخونن یه کامنت کوچولو بزارن تا خیال من از هر بابت مطمئن بشه. ولی واقعا حیف شد دقیقا همین سه هفته پر استرس و پر خبر باید اینطوری می شد! اشکالی نداره.