تو می تونی دلمو شاد کنی..
دریغ از کلمه ای که بر ذهن نقش ببندد ، دریغ از دستانی که توان نوشتن داشته باشد. هی دل دل کردم این ساعتها را تا بلکه کلمه ای ،شعری شاید یا خاطره ای ،هر چه که گفتنی باشد و من بگویم اینجا بنویسم اما...هیچ. پاک خشکیده است این استعداد نصفه نیمه خدادای ما در زیر گرمای این خورشید مرداد ماهی
راستی می دانستید که تابستان فصل من است و من دختر مرداد ماه؟ چند روز دیگر تا انتهای بیست و هشت سالگی نمانده .