15 مرداد 1384
سلام بیست و نه سالگی
من امروز« پانزدهم مرداد هزار و سیصد و هشتاد چهار خورشیدی» بیست و نه ساله شدم. تولدم مبارک.
وقتی جای خنده غم ،می شینه روی لبهام
تشنه نوازشم خسته از خستگی هام
وقتی که دستهای من گرمی دستی می خواد
وقتی یک لحظه خوشی به سراغم نمی اد
تو می تونی غمهامو آب کنی
گونه های خیسم را پاک کنی
تو می تونی دلمو شاد کنی
من و از درد و غم آزاد کنی
....
به تن مرده من تو می تونی جوون بدی
به لبهای خشک من قطره قطره خون بدی