دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

20 مرداد 1384
به همین سادگی...دومیش

گفتی از رنگین کمان احساسم بگویم! تعجب نکردم از اینکه فهمیدی که این روزها باز دلم هوای عاشقی دارد، گیرنده هایت بی نهایت قوی است، گاهی البته غافل گیرم می کنی. هوای عاشقی زیر این کولرهای آبی گاهی نم می کشد، نم دار است و بوی قدیم می دهد، بوی قدیم می دهد اما رنگین است، هزار رنگ تو در تو دارد، صورتی اش را می بینم و یک جور مه رقیق کم رنگ سفید که مثل هاله ای دورش را گرفته، گاهی هم پس زمینه آبی دارد، راستش را بخواهی همه سیاهی هایش را فراموش کرده ام، نه اینکه خودم را هل داده باشم و یا خودم را مجبور کرده باشم به فراموش کردنش، نه، که معمولا آنچیزی که در یاد عاشقها می ماند تمامش رنگ است و زیبایی و سرخوشی، درست مثل تبلیغات تلوزیونی.
امروز ناخنهایم را لاک سبز زده ام، همین سبز کاهویی رنگی که حالا جای صورتی را گرفته است در تمام شهر، همان کاهویی که حالا وبا امده و گفته اند که نخوریمش، دستهایم را که روی میز روبه رویم قرار می دهم دلم می خواهد از میان سبزی ناخنهایم یک عالمه شکوفه ریز سرخابی بیرون بزند، دوست دارم شکوفه های سرخابی را بردارم و تمام موهایم را با آن تزئین کنم. دوست دارم دوباره لباسهای مامانم را بپوشم که به تنم بزرگ است و باز کفشهایش را پایم کنم که برایم بزرگ است و مثل او راه بروم و مثل او بخندم، دوست دارم مثل کودکیهام باشم . یادش بخیر چه کیفی داشت وقتی سر کمد شلوغ مامان می رفتم و تمام لباسهای رنگیش را تنم می کردم و آرزو داشتم یک روز بزرگ شوم.
بزرگ شده ام و سعی می کنم در تمامی این بی رنگی مطلقی که سایه انداخته است روی سرمان ناخنهایم را سبز کنم . دلم اما صورتی است، صورتی مایل به سرخابی و گاهی بنفش که رنگ آرامش است، اما راستش را بخواهی این آرامش را هل می دهم توی ذهنم، توی ذهنم که می رود تازه یادش می افتم که داشتمش اما فراموشش کرده بودم،آه ! بگذریم از این فلسفه بازیها، بازی عشق را بیشتر دوست دارم، بگذار همه بدانند که عاشقم، فرقی ندارد، زندگی یعنی همین.




 

يادداشتها

آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/260

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: