دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

13 مهر 1384
جزیره 3

باد که می وزد هوا بسیار مطلوب میشود، امروز کولر را خاموش کردم و تمام درهای خانه را بازگذاشتم، باد گرم و مرطوبی که می وزید هوای داخل خانه را که سنگین از خنکی باد کولر شده بود به طور کلی عوض کرد. یک گربه با خانواده اش در حیاط کوچک خانه زندگی می کنند، دوتا بچه گربه با مزه و کوچولو هستند که فوق العاده کارهای بامزه انجام می دهند و بسیار ترسو هستند، ازصبح تا عصر هم زیر سایه درخت های حیاط لم داده اند و بازی می کنند یا خوابند، گاهی هم به پنجره بزرگی که من پشتش نشسته ام خیره می شوند و همانطور که من نگاهشان می کنم آنها هم به من خیره می شوند، من البته اینطور فکر می کنم که به من خیره شده اند شاید هم به چیز دیگری نگاه می کنند من نمی دانم. مثل خیلی از مواقع که فکر می کنم نگاه بعضی ها به من است ولی اشتباه می کنم!
تازه فهمیده ام گوش دادن به آهنگهای بدون کلام برای چه مواقعی خوب است، وقتی می خواهی تنهایی پیاده روی کنی بهترین چیزی که می تواند در لذت بردن از پیاده روی ومبارزه با افکار منفی بهت کمک کند زمزمه کردن یکی از همین آهنگهاست. برای این می گویم بدون کلام بخاطر اینکه در این جور مواقع هرکلامی ممکنه است تو را یاد چیزی بیاندازد که باعث بهم ریختن تمرکزت بشود، بهترین جایگزین همان به خاطر اوردن یا سوت زدن یا زمزمه کردن اهنگ بی کلام است و سر همین قضیه شد که من فهمیدم اصلا هیچ آهنگی به خاطرم نمی آید، نه خارجی نه ایرانی نه کلاسیک و نه بند تنبونی!دوست داشتم یک اهنگ کلاسیک از ویوالدی یا باخ درخاطرم می بود اما نبود، شاید در این جور مواقع واکمن به داد ادم برسد ولی خب وظیفه ی حافظه به طور کلی از بین رفته است انگار.
البته تنهایی پیاده روی کردن در جزیره بیشتر شبیه یک رویاست تا واقعیت، فکر کنید تصمیم دارید کنار ساحل پیاده روی کنید و ازآرامشش استفاده کنید ولی بعد از چند دقیقه، تنها چند دقیقه کوتاه یک مزاحم سمج سایه به سایه تعقیبتان کند و اصلا هیچ جوری هم نشود از دستش فرار کرد. متاسفم که باید بگویم کارگران و افراد محلی در اینجا فوق العاده سمج و مزاحم هستند طوری بدنبالت می افتند که از هرچه پیاده روی است پشیمان می شوی، تنها جایی که من می توانم به راحتی و بدون مزاحم هرکاری دلم می خواهد انجام دهم پلاژاختصاصی خانمهاست که صد البته از اسمش پیداست بخاطر چه! البته اقایان بهتر است این پاراگراف را نخوانند چون هیچ وقت بااین مشکلات دست به گریبان نبوده اند، ولی من از فردا یک سلاح سرد! همراه خودم می برم و اگر کسی خواست جدی جدی مزاحمت ایجاد کند آنوقت خدمتش می رسم...البته سوتفاهم نشود منظورم از سلاح سرد یک اسپری پیف پاف است که در کیف بنده خواهد بود برای زدن به چشم وچار مهاجم سمج. ( اینجاست که شاعر می گوید ناز باشی جیگر...!)
راستی این سریال شبهای برره بسیار دیدنی است نه؟ من وقتی کیانوش می خواست برره ای بشود یاد فیل شهر قصه افتادم، فکر می کنم این کار مهران مدیری بسیاربسیار بهتر از بقیه کارهایش هست، بخصوص در استفاده از رنگهای شاد و موزیک محلی خیلی دقیق عمل کرده است، دکور مناسبی هم برای بافت ده به وجود اورده ادم ناخوداگاه دوست دارد برود ده زندگی کند، من که کارش را دوست دارم فقط امیدوارم مثل همیشه به ورطه تکرار و مزخرف گویی نکشد.
پ . ن :ببینید ترا به خدا چقدر حرف زدم منتظر تلفن شیمبالا نشستن هم آدم را به حرافی می اندازها، خانم جان ساعت دوازده شب شد.نکند اشتباه شماره را می گیری؟/؟



 

يادداشتها

آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/286

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: