.:
لینک دوستان :.

    .: منوی اصلی :.
       صفحه اصلی
       آرشیو
       درباره من
       وبلاگ انگلیسی
       ایمیل
 












 

 

 

.: فتوبلاگ :.  
برای تکه ای نان


.: نقد ها و بررسی ها :.
داریوش بلادی

3 آذر 1384

«وارثان حسرت، خسته و ناگزیر در بستر خون رنگ گناه گرده آمده اند، یکدیگر را می آزارند، می کشند، دوست می دارند و به قدر مجال خود در فراسوی کلمات، آبی بودن خود را تصویر می کنند.»
بعد از خواندن کتابهای « بادبادک باز- خالد حسینی» و « راز داوینچی- براون» و « قلعه مالویل – روبر مرل» کار اشتباهی بود که بلافاصله شروع به خواندن یک رمان ایرانی کردم .« آبی تر از گناه – محمد حسینی» یک رمان 123 صفحه ای است که باوجود اینکه طرح پیش بردن داستان تقریبا جذاب است و نثر ساده و خوبی دارد اما از همان صفحات 50 تا 60 تو را خسته می کند و تو بخاطر ان احساس مسئولیت فردی ات در مقابل خواندن داستانهای ایرانی است که انرا گوشه ی کتابخانه ات نمی گذاری . وقتی کتاب را بستم فکر کردم یک چیزی کم است، باور کنید، چیزی در رمانهای نسل جدید ایرانی کم است و من هنوز نتوانستم بفهمم چی؟ چیزی که اساتید داستان نویسی هم به ان اشاره می کنند اما مستقیم به سراغش نمی روند و شاید منتظرند تا نویسندگان جوان خودشان انرا کسب کنند. ابی تر از گناه چیز تازه ای برای ارائه کردن نداشت، از صفحه شصت به بعد خودش را لو می داد و دیالوگهایش گاهی اوقات به شدت توی ذوق می زد. نقطه قوت این رمان نثر یکدستش بود هرچند که با وجود این نثر هم نمی توانستم به راحتی انرا بخوانم.
موضوع انتقام و دیالوگهای یک ذهن به اصطلاح مجنون خوب ارائه شده بود اما به راحتی جمع نشده بود.
من امیدوارم که شاهد کارهای زیباتر و قوی تری از اقای حسینی در اینده باشم.




 

 

 

 

 


 

يادداشتها

آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/304

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
eye herpes
Excerpt: eye herpes
Weblog: eye herpes
Tracked: 19 اسفند 1384 8:15 قֽظֽ