دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

22 اسفند 1384
چهارشنبه سوری به روایت جعفر شهری

آداب چهارشنبه سوری و تاریخچه آن به نقل از کتاب « طهران قدیم» نوشته جعفر شهری – جلد4 صص 62 الی92:
... در این شب بوده که شعاع نور ربوبیت در کوه طور بر موسی (ع) ظاهر می شود. در این شب بوده که آتش نمرود برابراهیم خلیل(ع) گلستان می شود. در این شب بوده که اهن در دست داوود نبی نرم می شود ... در این شب بوده که اتش توسط طهمورث کشف می شود... در این شب بوده که زرتشت به پیغمبری رسیده و هم در چنین شبی اتش برای او صفات ملکوتیش مظهر ستایش می شود به این خاطر که از عناصرچهارگانه عنصرعلوی و نور و میل به صعود و ترفع می کند. هر پلید را طاهر ساخته بدون ان که خود الوده بشود. هستی بخشی و حیات رانی می کند. در این شب بود که مزد کیان نابود می شود... پس با این وقایع شب چهارشنبه ی اخر سال برای ایرانیان شب شادی و سرور شناخته شده با بر افروختن اتش یادشان نگه میداشتند ... از جمله اداب و رسوم مربوط به اخریش سه شنبه سال:
ازیکی دو روز به شب چهارشنبه سوری مانده اب های حوض و حوضچه های خانه را خالی و عوض می کردند به این صورت که قبلا زنها ظروف دم دستی و سپس هرچیز کثیف شستنی خود، مانند البسه، علی الخصوص لباس های زیر را داخل هم شسته و آب کشیده به روی بند پهن می کردند و به نیت اتصال خانواده از بغل به همشان گره می زدند. بعد از آن کمی سرکه و ذغال به حوض ریخته، اب حوض کش خبر کرده یا دسته جمعی کمک کرده انها را خالی و ابهایشان را به نیت بیرون ریختن سیاهی و ترشی و چرک دلی از خانواده به جوی کوچه می ریختند و آب تازه، که قبلا هرکدام از اهل خانه حب نبات یا حبه قندی در حوض و حوضچه بیندازد می انداختند...
دومین اداب شب چهارشنبه سوری افسون کردن اسباب سفید بختی، ازجمله مهرگیاه و ک. کفتار و قلم بردن به الواح و طلسمات سال کهنه بود که به پیش حکاک ها و دعانویس ها و ملاهای جهود می بردند. و خریدن اسباب بزک و خریدن کوزه نو که باید تا پیش از ظهر روز سه شنبه که شب چهارشنبه سوری حساب می شد و آفتاب رو به بلندی بود صورت بگیرد... اسباب بزک مثل: سرخاب تبریز، سفیداب ملایر، رنگ و روناس شیراز، و حنای کاشان و سرمه ی انرا خود، ازمغزبادام و مغزقلم گاو و سنگ سرمه ی قزوین ...درست می کردند.
اولین کار بعد از ظهر سه شنبه اخر سال این بود که سحر زده ها و سیاه بختها و بخت بسته ها، مثل دختران و بیوه زنان خانه مانده روانه ی دباغخانه شده تا آب آنرا بدست اوردند...دیگر انکه برای ابطال سحر و کارگشایی و رفع بستگی بخت زنان بیوه و دختران به خانه مانده در بعد از ظهر این روز بود رفتن به حمام کلیمی ها و آب از چهار گوشه ی آن گرفتن و با آن غسل کردن و بدن را خشک نکرده لباس پوشیدن و متذکربه نام مادر موسی شدن و به خانه بازگشتن که آخرین چاره ی کارشان معلوم شده بود...
آتش افروز: اتش افروز نام نمایش دهندگان دیگر اخر سال بود که برای چنین روزی ظاهر شده تا سال دیگر دیده نمی شدند. به این صورت که لباس سرخ پوشیده کلاه منگوله دار به سر نهاده زنگوله به لب آستینها دوخته با قوطی نفت و مشعلی که از کهنه ی برسر مفتول بسته بود به دور کوچه ها و محله ها راه می افتاند و شعر خوانده و پول می گرفتند:
آتیش افروزه، سالی یه روزه، دنیا دو روزه، مثل نیم سوزه
آتیش افروزه، سالی یه روزه، پرسید درد میایید یا که می سوزه، گفت با پول نه درد، یا که می سوزه
آتیش افروزه، سالی یه روزه، دس خالی نیا، دلم می سوزه، تو دسم بزار، اگه چلغوزه...
از دیگراعمال شب چهارشنبه سوری بزک زنها از دو سه ساعت بعد از ظهر بود که باید برای پریدن از روی آتش غروب شسته و روفته و تر و تمیزو با جلوه و جلا بوده باشند...به اعتقاد انان بزک در چنین شبی چهره را تا آخر سال منور وجالب می گرداند...
ظهور آتش بازی: اتش بازی باروتی که سابقه نداشت در زمان ناصرالدین شاه و توسط فرانسوی ها شناخته می شود. آتش بازی هایی متشکل از اشکال مختلفه از ماه و ستاره و تاج و شیر و خورشید و مبارک باد و پاینده ایران که در تابلوهای بزرگ با شعله ها و جرقه ها ی الوان باروت هفت رنگ به نوبت به نمایش گذاشته می شد...
اینک دیگر افتاب رو به زوال گذاشته تمام اداب و شرایط این شب بجز یکی دو فقره به انجام رسیده وقت ان می رسید که در خورشید زردی روز که شفق کاملا از میان رفته مغرب برسد بته ها در صحن خانه ها و درازای کوچه ها و زیر گذر ها در هفت کپه و مستقیم ردیف شده یکنفر کبریت به اولین کشیده از شعله ی ان کپه ی دومی و از شعله ان سومی تا اخرین را گیرانده دیگران که در پشت کپه ی اولین به قطار ایستاده منتظرپریدن از رویشان می باشند شروع به دویدن و پریدن بکنند وبا هرجهش یک بار( زردی من از تو سرخی تو ازمن) را به زبان بیاورند... اول بته ها باید سه یا پنج یا هفت باشد، نباید جفت باشد و بهترین و کاملترین ان هفت کپه است ... دوم حتما شعله ی اتش باید از بته بوده حدت وشدت و سرعت و اشتعال و با حاجت خواهی و سرخ رویی و جوش و خروش و گرمی ان خواستن همگانی داشته باشد... سوم کپه ها باید رو به قبله ردیف شده باشد که توجه به مبدا و قبله ی حاجات نیز در خواهش حوائج یاوری نموده روای نیات تسریع داشته باشد...
هر نفرکپه ی بته ای را باید برای خود نیت بکند و لذا هرکس خیر و شر امورخویش را از خاموش شده ی ان تفال یا تطیر می گرفت...
دیگر اعمال شب چهارشنبه سوری بدور انداختن گوش کوب کهنه و به دور انداختن کوزه ی کهنه بعد از بته سوزی بود...
آجیل شب چهارشنبه سوری: این اجیل نیز یمن و شگونی داشت که در این شب با خود به خانه ها می اورد که از هفت نوع خوردنی و میوه خشک مانند: کشمش، نخودچی، توت، انجیر، خرما خرک، قیسی، باسلق تشکیل می گردید و فلسفه ی هفت نوعی و اقسام ان این بود که اولا باز عدد هفت ان از تعداد کواکب هفتگانه دخالت می گرفت به این معنی که در باطن امر هریک انها نثار یکی از ان کواکب می گردید که با آن وسیله ی خوشنودی انهان فراهم گردیده کارهای اهل خانه و خرنده و خورنده را تا اخر سال سکه می کرد ودیگر خوردنانها در این شب بود که اندام سبعه ی بدن مانند مغز و قلب و کلیه و کبد و معده و امعاء و مثانه را تقوی می نمود...
فال گوش: در این شب بود که با فال گوش ایستادن و گوش به سخنان رهگذران دادن سرنوشت و آینده سال جدید معلوم می گردید بدین ترتیب که هرکس از زن و مرد که بیشترانها را زنان تازه سال و دختران دم بخت تشکیل می دادند بعد از غروب این شب در پس درهای خانه ها و سرپیچ کوچه ها و ... به گوش دادن فال ایستاده استراق سمع رهگذران می کردند و سخن انها را (بستگی به نوع سخنشان) به فال نیک یا بد می گرفتند
...
قاشق زنی: دیگر از کارهای این شب قاشق زنی بوسیله ی زنها و دخترها بود که از دوسه ساعت از شب گذشته که تردد مردم در کوچه ها اندک گشته به خانه ها رفته بودند شروع شده چادر به سرکرده همراه با پیاله ی مسی و قاشق چوبی که صدای بم لطیف داشته باشد به پشت درخانه ها رفته به زدن قاشق ها به لب پیاله ها می پرداختند و منتظر می ماندند تا از طرف ساکنان منازل چیزی در پیاله های انها افکنده شود که با این نیز تفالی بود که بوسیله ی اشیاء دریافتی خود را در نیات کامروا یا ناکام می انگاشتند. در این قاشق زنی عشقبازی ها و کام گیری ها و کامبخشی ها نیز به میان می امد که جوانان و مردان دل به نشاط چادر به سرکرده به در خانه های نشان کرده و دختر دارها و خانه های معشوقه هایشان رفته شروع به قاشق زنی می کردند و بدین وسیله عشقی گرفته و عشقی رسانیده دیداری شروع و یا تجدید دیدار می کردند...



 

يادداشتها

آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/341

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: