|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
27 دی 1385
امروز رفتم پیش دکتر جمشیدی. این ششمین دکتری است که در این شش ماه برای معالجه درد کمرم می روم. ( حیف که نوشته های نه ماه گذشته پرید وگرنه همه اتان می دانستید از چه مراحلی گذشتم) وقتی داخل شدم و سابقه بیماری را گفتم و عکسها را دستش دادم با تعجب نگاهم کرد. درمانهای دکترهای دیگر را برایش شرح دادم، سرش را تکان داد. فکر کنم نمی خواست کار دیگرهمکارانش را ضایع کند، به نظر پیرمرد مهربانی می رسید. چشمهای سبزی داشت و لبخند کمرنگی که کمتردکتری الان دارد. خوب گوش می داد و جوابهایش قانع کننده بود، تا حدی. یادداشتها (7)
يادداشتها
در درست شدنش شک نکن. حتما روزی داستان درست شدنش را می نویسی. درست می گم؟
پونه
شک؟ نه شک ندارم که خوب می شوم. بهتر از روز اول. چه داستانی بشود...نميدونم که آيا ميشه کمر درد به خاطر اعصاب باشه يا نه ولي مطمئن هستم که کمر درد ميتونه باعث اعصاب درد بشه!!!!!! پس مواظب خودت باش. گردن اعصاب ات ننداز.مگه ميشه تو اين ولايت زندگي کني و به ستوه نياي.آخرش متوکاربامول زدي!ولي دکترت رو مرتب عوض نکن.اين بدترين کار ممکنه.به يکي شون اعتماد کن و برو جلو.لينک هم در اسرع وقت. ... پيرمردي مهربان ..با چشمهائي سبز و لبخندي مهربان.. به او اعتماد کن.. بايد فهميد توي اين درد کمر و استراحت چه درسي براي تو نهفته است!!!
shimbala
پونه جان ، بيشتر مراقب خودت باش.
-------------------------------------------شيم
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/351
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||