دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

27 دی 1385
فقط 100 سال اولش سخت است

امروز رفتم پیش دکتر جمشیدی. این ششمین دکتری است که در این شش ماه برای معالجه درد کمرم می روم. ( حیف که نوشته های نه ماه گذشته پرید وگرنه همه اتان می دانستید از چه مراحلی گذشتم) وقتی داخل شدم و سابقه بیماری را گفتم و عکسها را دستش دادم با تعجب نگاهم کرد. درمانهای دکترهای دیگر را برایش شرح دادم، سرش را تکان داد. فکر کنم نمی خواست کار دیگرهمکارانش را ضایع کند، به نظر پیرمرد مهربانی می رسید. چشمهای سبزی داشت و لبخند کمرنگی که کمتردکتری الان دارد. خوب گوش می داد و جوابهایش قانع کننده بود، تا حدی.
باز استراحت و باز فیزیوتراپی و قرص و اینباردو عدد آمپول اینقدری...
از دکتر سوال کردم فشار عصبی تا چه حد روی این دردها تاثیر دارد؟ گفت : بدون تاثیر نیست، چون ماهیچه های بدن هنگام فشار عصبی دچار انقباضات شدید می شود بنابراین روی بافتهای تحریک پذیر و آسیب دیده ی بدن و یا بافتهای ضعیف اثرات تخریبی دارد. آنها را مورد حمله قرار می دهد و خلاصه یک همچین چیزهایی( آقای دکتر (همکلاسی عزیز) اگر اشتباه گفتم تصحیح کنید).
بعد از ظهر که روی تخت دراز کشیده بودم و از ریلکس بودن ماهیچه ها احساس سبکی می کردم این اس ام اس به دستم رسید:
« شکسپیر: همیشه عمیقترین و رنج آور ترین لحظات زندگی آدم توسط همان کسانی ساخته می شود که شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات را برای آدم ساخته اند.»
کم مانده بود بزنم زیر گریه. خلاصه بدجور دلم می خواهد گریه کنم و همه اش را بیاندازم گردن این کمردرد که معلوم نیست کی می خواهد دست از سر من بردارد.
اما بقول همه ی دوستانی که می خواهند من به چیزی غیر از ستون فقراتم فکر کنم : درست می شودجانم. درست می شود...


یادداشتها (7)



 

يادداشتها

در درست شدنش شک نکن. حتما روزی داستان درست شدنش را می نویسی. درست می گم؟
پونه
شک؟ نه شک ندارم که خوب می شوم. بهتر از روز اول. چه داستانی بشود...
نميدونم که آيا ميشه کمر درد به خاطر اعصاب باشه يا نه ولي مطمئن هستم که کمر درد ميتونه باعث اعصاب درد بشه!!!!!! پس مواظب خودت باش.
گردن اعصاب ات ننداز.مگه ميشه تو اين ولايت زندگي کني و به ستوه نياي.آخرش متوکاربامول زدي!ولي دکترت رو مرتب عوض نکن.اين بدترين کار ممکنه.به يکي شون اعتماد کن و برو جلو.لينک هم در اسرع وقت.
... پيرمردي مهربان ..با چشمهائي سبز و لبخندي مهربان.. به او اعتماد کن..
بايد فهميد توي اين درد کمر و استراحت چه درسي براي تو نهفته است!!!
shimbala
پونه جان ، بيشتر مراقب خودت باش. -------------------------------------------شيم
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/351

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: