گفت : چطوری؟
ابروهای تتو کرده ی قشنگی داره و همیشه رژلب صورتی می زنه . روسری ها ی رنگی سرش می کنه و صداش مسلط و قویه.
گفتم: صبحها که از خواب بلند می شم ازذوق اینکه درد ندارم می خوام گریه کنم.
زد روی شونه ام و با خنده گفت:
زیاد ذوق زده نباش...
یادداشتها (5)