دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

27 بهمن 1385
آدمها با کجای مغزشان عاشق می شوند؟*
* نقل از روزنامه ی سلامت: « ترس را در شکم و معده نیز می توان حس کرد و لی می گویند جایگاه عشق، قلب است. لجبازی نکنید. عکس قلب و تیری را که به سمت آن پرتاب شده است همگان دیده اند. در عهد باستان ارسطو معتقد بود قلب جایگاه تمامی احساسات است، هرچند که کلود گالین – پزشک یونانی قرن 2 م – جگر را مرکز همه چیز می دانست اما با این حال قرن هاست که بشر با قلبش هم حس می کند و هم تصمیم می گیرد.
در نیمه دوم قرن13 م قلب به طور رسمی جایگاه عشق خوانده شد در تمامی تصاویر مذهبی، قلب مکان مقدس عشق خداوندی معرفی شد.
در قرن 18 م گرچه علم قلب شناسی در حال بال و پر گرفتن بود و لی جایگاه عشق متزلزل نشد تا آنکه در قرن 20 م ، انسان عشق را احساسی تولید وکنترل شده از سوی مغز دانست.
انسان قرن بیستمی عشق را بی اهمیت و نتیجه گذرای فعل و انفعالات شیمیایی دربدن جلوه داد...
تحقیقات اخیر نشان داده است که عشق نتیجه واکنش متقابل مغز و(مراکز مربوط به غرایز، احساسات و منطق) قلب است. جالب است بدانید که قلب نقش مستقل در عاشق شدن بازی می کند.
گاهی عشق اصلا نتیجه یک تصمیم عاقلانه و منطقی نیست. در واقع مغز در این میان نقش اندکی ایفا می کند.
ده ها هزار نرون، اطلاعات درونی بدن را به مغز مخبره می کنند و در نهایت مرکز مربوط به غرایز با بررسی این اطلاعات و اطلاعات هورمونی، دستور بروز عکس العمل فیزیکی اتوماتیک مانند ترس، خشم ، شادی ... را صادر می کنند.
هنگامی که عاشق می شوید، مغز فرمان می دهد تاضربان قلب تند، پوست سرخ و تنفس عمیقتر شود.
به لطف تکنیک های مدرن عکس برداری از مغز، هم اکنون می دانیم که مرکز احساسات در مغز کجاست و به این منطقه در اصطلاح " مغز احساسی" می گویند.
به طور خلاصه وقتی فردی را می بینید که به دلتان می نشیند، بخش مربوط به غرایز در مغز فعال می شود و از بخش مربوط به احساسات می خواهد نظرش را در باره فرد رویت شده بگوید.
بخش احساسات در تمامی خاطرات ذخیره شده در مغز موقعیت های مربوط به این فرد و این حس را مورد بررسی قرار می دهد و نتیجه را چه خوب و چه بد بازگو می کند.
بخش منطقی مغز نیز موقعیت و داده ها را با توجه به معیارهای خود می سنجد وممکن و یا غیر ممکن بودن ایجاد یک رابطه عاشقانه را به کمک هورمون های مختلف مخابره می کند...»


یادداشتها (6)


 

يادداشتها

به هر حال! عاشقی خوبه حالا مرکزش هر جا که میخواد باشه
بابا تو هم عجب سخت ميگيري. عاشقي عاشقيه ديگه!! آيا عشق شيرين و فرهاد هم همينطوري ها بوده؟!!
اسپندتين.. ۲۹ /۱۱/۸۹ ... پ ندار دوستمان دارند ... و ما دوستشان ... نه هراسيم از آن ... عشق مي پايدمان
shimbala
مي گم روز عشق مبارک اگه اونجا بودم يه مهمونيه مفصل ترتيب مي دادم آروم آروم انگاري داره عيد مي يادا ،‌ پونه دلم مهموني حسابي مي خواد ----------------------------------------------------شيم
من که کمتر ديدم کسي از بخش منطقي مغزش براي عاشق شدن استفاده اي بکند.از ديدگاه اکوزيستي در اين سرزمين اصولن مغز نه تنها جايگاه مشخصي ندارد بلکه معمولن نو و آکبند تحويل غسالخانه مي گردد!
پونه
یه کمی اطلاعاتتون زیاد شد بد شد؟ من با مهمونی موافقم هرچند مجبورم وسط مهمونی روی مبل دراز بکشم. والا در مورد مغز چه عرض کنم.
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/361

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: