|
دوستان
داریوش کبیر
زیتون نوشته های پشت شیشه در بلاگفا ماسک نوشته های پشت شیشه هفتان یوسف علیخانی خلوت لیلا قصه های عامه پسند کابوس های فرا مدرن تب 40 درجه شب نویس میرزا پیکوفسکی آورا انگار نه انگار کتابلاگ خیلی دور خیلی نزدیک منیرو روانی پور گمشده در بزرگراه رد پای خیس باران میرزاقلمدون خورشید خانم سیامشق های یک مالی امید معماریان خوابگرد افرا و پاییز آوات و هیوا ژولین سیفعلی مراد عرض حال داروگ تنهایی پر هیاهو لانگ شات غلاف تمام فلزی عباس معروفی سیناپس هایتان چطورن؟ آلیس در شگفتزار Citizen of the world آفتاب برگردان سارا فقیه نصیری هزار و یک روز پرستو آزادی ابد اتاق هشت کلید نوشته های پشت شیشه- دومی میانبر های سی ثانیه ای نشانه ها جای برای هیچ کس پیمان ابدالی اطلسی های خیس امیر حسن چهل تن صادق هدایت Powered by BlogRolling Designed by: ARDAVIRAF |
آرشیو
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 آذر 1383 آبان 1383 مهر 1383 شهریور 1383 مرداد 1383 تیر 1383 خرداد 1383 اردیبهشت 1383 فروردین 1383 اسفند 1382 بهمن 1382 دی 1382 آذر 1382 آبان 1382 مهر 1382 شهریور 1382 مرداد 1382 تیر 1382 خرداد 1382 اردیبهشت 1382 فروردین 1382 اسفند 1381 بهمن 1381
|
||||
|
27 بهمن 1385
آدمها با کجای مغزشان عاشق می شوند؟*
* نقل از روزنامه ی سلامت:
« ترس را در شکم و معده نیز می توان حس کرد و لی می گویند جایگاه عشق، قلب است. لجبازی نکنید. عکس قلب و تیری را که به سمت آن پرتاب شده است همگان دیده اند. در عهد باستان ارسطو معتقد بود قلب جایگاه تمامی احساسات است، هرچند که کلود گالین – پزشک یونانی قرن 2 م – جگر را مرکز همه چیز می دانست اما با این حال قرن هاست که بشر با قلبش هم حس می کند و هم تصمیم می گیرد.
در نیمه دوم قرن13 م قلب به طور رسمی جایگاه عشق خوانده شد در تمامی تصاویر مذهبی، قلب مکان مقدس عشق خداوندی معرفی شد. در قرن 18 م گرچه علم قلب شناسی در حال بال و پر گرفتن بود و لی جایگاه عشق متزلزل نشد تا آنکه در قرن 20 م ، انسان عشق را احساسی تولید وکنترل شده از سوی مغز دانست. انسان قرن بیستمی عشق را بی اهمیت و نتیجه گذرای فعل و انفعالات شیمیایی دربدن جلوه داد... تحقیقات اخیر نشان داده است که عشق نتیجه واکنش متقابل مغز و(مراکز مربوط به غرایز، احساسات و منطق) قلب است. جالب است بدانید که قلب نقش مستقل در عاشق شدن بازی می کند. گاهی عشق اصلا نتیجه یک تصمیم عاقلانه و منطقی نیست. در واقع مغز در این میان نقش اندکی ایفا می کند. ده ها هزار نرون، اطلاعات درونی بدن را به مغز مخبره می کنند و در نهایت مرکز مربوط به غرایز با بررسی این اطلاعات و اطلاعات هورمونی، دستور بروز عکس العمل فیزیکی اتوماتیک مانند ترس، خشم ، شادی ... را صادر می کنند. هنگامی که عاشق می شوید، مغز فرمان می دهد تاضربان قلب تند، پوست سرخ و تنفس عمیقتر شود. به لطف تکنیک های مدرن عکس برداری از مغز، هم اکنون می دانیم که مرکز احساسات در مغز کجاست و به این منطقه در اصطلاح " مغز احساسی" می گویند. به طور خلاصه وقتی فردی را می بینید که به دلتان می نشیند، بخش مربوط به غرایز در مغز فعال می شود و از بخش مربوط به احساسات می خواهد نظرش را در باره فرد رویت شده بگوید. بخش احساسات در تمامی خاطرات ذخیره شده در مغز موقعیت های مربوط به این فرد و این حس را مورد بررسی قرار می دهد و نتیجه را چه خوب و چه بد بازگو می کند. بخش منطقی مغز نیز موقعیت و داده ها را با توجه به معیارهای خود می سنجد وممکن و یا غیر ممکن بودن ایجاد یک رابطه عاشقانه را به کمک هورمون های مختلف مخابره می کند...» یادداشتها (6)
يادداشتها
به هر حال! عاشقی خوبه حالا مرکزش هر جا که میخواد باشه بابا تو هم عجب سخت ميگيري. عاشقي عاشقيه ديگه!! آيا عشق شيرين و فرهاد هم همينطوري ها بوده؟!! اسپندتين.. ۲۹ /۱۱/۸۹ ... پ ندار دوستمان دارند ... و ما دوستشان ... نه هراسيم از آن ... عشق مي پايدمان shimbala
مي گم روز عشق مبارک اگه اونجا بودم يه مهمونيه مفصل ترتيب مي دادم
آروم آروم انگاري داره عيد مي يادا ،
پونه دلم مهموني حسابي مي خواد
----------------------------------------------------شيممن که کمتر ديدم کسي از بخش منطقي مغزش براي عاشق شدن استفاده اي بکند.از ديدگاه اکوزيستي در اين سرزمين اصولن مغز نه تنها جايگاه مشخصي ندارد بلکه معمولن نو و آکبند تحويل غسالخانه مي گردد! پونه
یه کمی اطلاعاتتون زیاد شد بد شد؟ من با مهمونی موافقم هرچند مجبورم وسط مهمونی روی مبل دراز بکشم. والا در مورد مغز چه عرض کنم.
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/361
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||