مستی سلامت می کند
پنهان پیامت می کند
آن کو دلش را برده ای
جان هم غلامت می کند
ای نیست کرده هست را
بشنو سلام مست را
مستی که هر دو دست را
پابند دامت می کند
...
یک لحظه ات پر می دهد
یک لحظه لنگر می دهد
یک لحظه صحبت می کند
یک لحظه شامت می کند
یک لحظه می لرزاندت
یک لحظه می خندانت
یک لحظه مستت می کند
یک لحظه جامت می کند
چون مهره ای در دست او
گه باده و گه مست او
این مهره ات را بشکند
ولله تمامت می کند
...
یادداشتها (6)