.:
لینک دوستان :.

    .: منوی اصلی :.
       صفحه اصلی
       آرشیو
       درباره من
       وبلاگ انگلیسی
       ایمیل
 












 

 

 

.: فتوبلاگ :.  
برای تکه ای نان


.: نقد ها و بررسی ها :.
داریوش بلادی

6 اسفند 1385


اگر می شد برای لاشه ی بی جان « هنر» جایی یافت برای دفن، سیاه می پوشیدم و خون می گریستم بر مزارش.
به هر طرف که می نگرم، تکه تکه می شود این خیال باطل من برای رهایی ، رشد، بالندگی.


***

و امید چنان نیست
که پا بر سر یآس توان نهاد...



یادداشتها (7)

 

 

 

 

 


 

يادداشتها

shimbala
تو مي گفتي خاکستري باش ، پونه جان يه چيزايي اصلا دفن نمي شوند ،‌ اگه ايمان داشته باشيم به نظم جهان ، بعد اسفند هميشه فروردين است، زمستان سرد بهار پر برکت دارد و تابستاني ملايم و براي اينهمه خدا را سپاس ----------------------------------------------شيم
علی حیدری
از ظلمت رمیده خبر می دهد سحر شب رفت و با سپیده خبر می دهد سحر
غم و شادي هم تو وبلاگستان اپيدميک شده. وقتي همه شاکي ان يعني همه شاکي ان ديگه.
هنر خوار شد جادوي ارجمند!
shimabla
يعني مي خواي بگي ، خدا گريه اشو نديد، يعني مي خواين بگين چاره نداره ؟ ------------------------------------------------شيم
تا بوده همين بوده!
باور کن من هم اگر کامنت اسپم نداشتم اینقدر زیبا مینوشتم .تعبیر زیبایی کردی
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/364

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: