دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

17 اسفند 1385
پروانه های زرد بر فراز آسمان کلمبیا
گاهی فکر می کنم اگر « صد سال تنهایی» مارکز نوشته نمی شد قطعا دنیا یک چیزی کم می داشت. گاهی فکر می کنم چقدر جهان صدسال تنهایی باورپذیر است و انگار در بعضی مراحل ما در همان جهان زندگی می کنیم.
ببیند مردم کشور مارکز چقدر زیبا برایش جشن تولد گرفته اند( به نقل از خبرگزاری کتاب ایران):
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از اي.اف.پي. جشن تولد هشتاد سالگي «گابريل گارسيا ماركز» با صداي هشتاد ضربه‌ي ناقوس در آراكاتاكا (شمال غربي كلمبيا)، محل تولد ماركز، آغاز شد. خيابان‌هاي گرد و خاك گرفته‌ي آراكاتاكا با صدها پروانه‌ي زرد تزئين شده بود، ايده‌اي كه از «صد سال تنهايي» وام گرفته شده است. در تمام طول روز، شخصيت‌هاي اين رمان كه يكي از بزرگترين رمان‌هاي اسپانيائي زبان محسوب مي‌شود، با لباس‌هاي مخصوص در خيابان‌هاي شهر قدم مي‌زدند. روزنامه‌ها، شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني نيز با اختصاص برنامه‌هاي متعدد به اين بزرگترين نويسنده‌ي كلمبيايي اداي دين كردند. راديوي خصوصي «راديو كادنا ناسيونال»، صبح ديروز قسمت‌هايي از «صد سال تنهايي» را به بيست زبان خواند. «صد سال تنهايي» به سي و پنج زبان زنده‌ي دنيا ترجمه شده و بيش از 30 ميليون نسخه در سرتاسر جهان فروخته است. دولت كلمبيا نيز اين سال را «سال گابو» (نامي كه ماركز به آن معروف است) ناميد و اعلام كرد به اين مناسبت تصميم دارد خانه‌اي كه ماركز در آن كودكي‌اش را گذرانده، بازسازي كند. رئيس جمهور كلمبيا نيز به نوبه‌ي خود پيام تبريكي براي ماركز فرستاد و از او به خاطر همه‌ي آن چيزهايي كه براي كشورش به ارمغان آورده تشكر كرد. او در اين پيغام نوشته:«جناب از شما به خاطر عشق‌تان براي كلمبيا متشكرم، به خاطر تعهدتان براي احقاق دموكراسي حقيقي، به خاطر مبارزه‌ي بي‌پايان‌تان براي احقاق حقوق انسان‌ها و به خاطر كارتان در مقام يك روزنامه‌نگار و ثبت حقايق كشور ما متشكرم.» ماركز در حال حاضر در مكزيك زندگي مي‌كند و به خاطر كسالت احوالش نتوانسته در مراسم هشتاد سالگي‌اش در كلمبيا شركت كند.

یادداشتها (6)


 

يادداشتها

بدبختانه ما ترجيح ميديم وقتي که نويسنده هاو هنرمندامون مردند و تبديل شدند به کبريت بي خطر اون موقع يادشون بيافتيم!
روزت مبارک خانوم گل. به امید دنیایی بهتر
هنوز نفهميدم آدم به اين مهمي و با اين شهرت چرا بايد از مفلوکي مثل کاسترو حمايت کند؟اين صد سال تنهايي هم يکي از پنج رمان برگزيده ي ذهني من است.همان طور که گفتي دنيا بدون آن خيلي چيزها کم داشت.ماکوندو.ماکوندو. بگذريم.تصور کن مثلن براي هفتادمين سال تولد شاملو بايد سر گلدسته ها هفتاد بار اذان مي گفتند.چه فاجعه اي مي شد.همان بهتر که...
روم به ديوار ولي خيلي زشته کتاب چاپ قديم رو داشته باشم و هنوز وقت نکرده باشم بخونمش
... جهان چنان تازه بود که بسياري چيزها هنوز اسمي نداشتند و براي ناميدنشان مي بايست با انگشت به آنها اشاره کني.. ۱۰۰ سال تنهائي ترجمه بهمن فرزانه .. صفحه اول
سلام ...با اجازه لينکيديم...
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/368

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: