دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

19 اسفند 1385
آقایون دکترا... آقایون دکترا...
در زدم و توی اتاق رفتم. مثل همیشه بالبخند و بلند گفتم: سلام.
سرش پایین بود و داشت با موبایلش ور می رفت . نگاهم نکرد و فقط سرش را تکان داد. پرونده ام را گذاشتم روی میز و دفترچه بیمه ام را باز کردم گذاشتم جلوش.
نشستم.
هنوز داشت با موبایلش ور می رفت. توی دلم گفتم: حتما داره جک می خونه.
همونطور که سرش پایین بود گفت: خب؟
منتظر شدم تا سرش را بالا آورد. حق داشتم اعتراض کنم؟ حق داشتم اخم کنم؟ حق داشتم چی کار کنم؟
گفتم: وضعیتم همانطوریست که بوده.
چیزکی توی پرونده نوشت. سرش را تکان داد و گفت: عجب.
دوباره توضیح دادم.
گفت: فقط ورزش کن.
گفتم: آقای دکتر خوب می شم؟
گفت: درد مثل کوه میاد مثل مو می ره. باید صبر کنی. این قرص و دعواها هم کشکه. فقط ورزش. از درساختمون آمدم پایین. پای راستم گرفته بود مثل چوب. یک ماه و نیم بود داشتم ورزش می کردم و کوچکترین تغییری نکرده بودم. نگاهی به ماشینها انداختم و هول برم داشت که چطوری تا اونور خیابان را بروم.
وقتی درد داری حتی گذشتن از عرض یک خیابان معمولی هم به نظرت هزارکیلومتر می آد.


یادداشتها (1)


 

يادداشتها

من بودم دکترم را عوض ميکردم. حداقل ژيش يکي ميرفتم به حرفم گوش کنه
آدرس ترک بک این نوشته:
http://www.nevisande.net/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/369

لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: