.:
لینک دوستان :.

    .: منوی اصلی :.
       صفحه اصلی
       آرشیو
       درباره من
       وبلاگ انگلیسی
       ایمیل
 












 

 

 

.: فتوبلاگ :.  
عکس های قبلی


.: نقد ها و بررسی ها :.
داریوش بلادی

4 اردیبهشت 1386

امروز دلم می خواست از خیلی چیزها بنویسم. از احترام به حقوق همدیگر بگیر تا وضع خیابانهای تهران که بیشتر به حکومت نظامی شباهت دارد تا یک شهر عادی. از فیلمهایی که دیدم بگیر تا برنامه ی شب شیشه یی. دلم می خواست از خیلی چیزها بنویسم خیلی.
منیرو روانی پور راست می گفت که زندگی ما در اینجا بیشتر شبیه به داستانهای سورئال است تا واقعیت. حالا حکایت این روزهای ماست.
روزی که خبر دستگیری « یعقوب یادعلی» را در یکی از سایتهای خبری خواندم همانطور خشکم زد. وا رفتم و بی اختیار زدم توی صورتم.
راستش را بخواهید تا دلتان بخواهد توی هفته هایی که گذشت خبرهای زیادی خواندم که همینطور خشکم زد، وا رفتم و زدم توی صورتم.
اینکه نویسنده ایی بخاطر داستانهایش زندانی بشود بیشتر به طرح یک داستان شباهت دارد تا واقعیت.
اینکه کسی نیست تا جوابگو باشد اینکه هیچ کس نمی تواند بفهمد چرا ؟ شاکی خصوصی که بوده؟ نشر کدام اکاذیب ؟ و حالا چرا بعد از اینهمه سال؟ بعد از اینهمه سال که این کتابها چاپ شده است و هنوز هم می فروشد؟
نکند همه ی ما شده ایم سوژه ی یک داستان بلند و ناتمام؟
« یعقوب یادعلی» تو بخاطر داستانهایت محاکمه می شوی.
این را بکنیم سرفصل داستانی که خودمان - همین خودمان های ساده- شخصیتهای اصلی و فرعی اش هستیم و تا ابد بگذاریم بگذرد ...



یادداشتها (6)

 

 

 

 

 


 

يادداشتها

موها تو بدو سریع ! اینجوری مطلبت رو نمیخونم
يعني اين نويسنده هه هم بد حجاب بوده و مفاسد اجتماعي مي کرده!!!؟
من منظور شما دو نفر را نفهمیدم
من منظورشون رو فهميدم.اونا هم مثل من چيزي از يعقوب يادعلي نخوندن. به هر حال کمپوت هاي آناناس رو آماده کن چون دوست نويسنده زياد داري. من فقط از اون قوطي قرمز ها مي خورم ها.مرسي!
از نویسنده ای که می شناسی پرسیدم که رمانی که مدتی است تمام کرده ای چاپ نمی کنی، گفت نه، چون هم مطمئنم مجوز نمی گیره همین که برایم پرونده درست می کنند. چون که سلیقه حامد رو قبول دارم من هم از همان قوطی های قرمز می خواهم.
خشايار
زندان مال مرده ناراحتي نداره
آدرس ترک بک این نوشته:


لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: