|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
4 اردیبهشت 1386
امروز دلم می خواست از خیلی چیزها بنویسم. از احترام به حقوق همدیگر بگیر تا وضع خیابانهای تهران که بیشتر به حکومت نظامی شباهت دارد تا یک شهر عادی. از فیلمهایی که دیدم بگیر تا برنامه ی شب شیشه یی. دلم می خواست از خیلی چیزها بنویسم خیلی. یادداشتها (6)
يادداشتها
موها تو بدو سریع ! اینجوری مطلبت رو نمیخونم يعني اين نويسنده هه هم بد حجاب بوده و مفاسد اجتماعي مي کرده!!!؟ من منظور شما دو نفر را نفهمیدم من منظورشون رو فهميدم.اونا هم مثل من چيزي از يعقوب يادعلي نخوندن. به هر حال کمپوت هاي آناناس رو آماده کن چون دوست نويسنده زياد داري. من فقط از اون قوطي قرمز ها مي خورم ها.مرسي! از نویسنده ای که می شناسی پرسیدم که رمانی که مدتی است تمام کرده ای چاپ نمی کنی، گفت نه، چون هم مطمئنم مجوز نمی گیره همین که برایم پرونده درست می کنند. چون که سلیقه حامد رو قبول دارم من هم از همان قوطی های قرمز می خواهم.
خشايار
زندان مال مرده ناراحتي نداره
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||