دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

9 اردیبهشت 1386
در شهر
طرح ارتقا امنیت اجتماعی یعنی:
شهری که عشق ندارد. جوان ندارد. شور ندارد.
خیابانهای خلوت، پاساژهای خالی ،مانتوهای سیاه...
طرح ارتقا امنیت اجتماعی این روزها یعنی حکوت نظامی. اضطراب.
امنیت یعنی باز هم بگوییم: هر سال همین موقع هاست که گیر می دهند چرا اینقدر متعجبی؟ باز برای هم عکسهای این روزها را ای میل بزنیم و باز هم توی وبلاگهایم غر بزنیم.جک بسازیم و اس ام اس بزنیم.
امینت اجتماعی یعنی هنوز توی خیابان تحقیر بشوی. متلکهای پایین تنه ایی بشنوی و حتی از یک پسر بچه ی 15 ساله بترسی.
ارتقای امنیت اجتماعی یعنی کپی های متعدد « بیجه» که برابر اصل است.
یعنی مغازه های پلمپ شده. روسری های بد رنگ. صورتهای بی حال.
ارتقای امنیت اجتماعی یعنی استرس همگانی که در شهر موج می زند.
امنیت اجتماعی یعنی تاریخ زیر آب. چالوس در خطر. بچه های بی سر. معلمهای سرگردان. زندان و اخطار و توبیخ.
امنیت اجتماعی یعنی پاک کردن هزار باره ی صورت مسئله.
یعنی باز « یا روسری یا تو سری».
یعنی توی روزنامه ها هم هیچ چیز ننویسید. صدایتان را ببرید. خفه شوید.
ارتقای امنیت اجتماعی یعنی همه این چیزها را با چشمهایت ببینی. با مردم حرف بزنی. توی پاساژهای خالی راه بروی و توی روزنامه این تیترها را بخوانی*:
« نه جو پلیسی است و نه بگیر و ببند»
« ظاهرا جامعه پاک شده است»
« ناهنجاری اوج بگیرد برخورد پلیس تشدید می شود»
« معرفی 13 مرد ترمز کننده مقابل زنان به دادسرا»
وقتی بعد از یک روز کامل بیرون بودن و دیدن تمام این چیزها این تیترها را در روزنامه خواندم فکر کردم پس من شاید اشتباه دیدم اینهمه نیروی انتظامی کلاه کج را روبه روی در پاساژمیلادنور. شاید اشتباه دیدم بعضی مغازه های پلمپ شده را شاید اشتباه می کنم من اصلا. اشتباه دیدم دوباره مانتوهای فقط مشکی که مغازه دار با استرس داشت می گفت تا 20 اردیبهشت رنگهای متنوعمان می رسد. شاید اشتباه کردم وقتی زن همراهم سیگارش را توی کافی شاپ روشن کرد صاحب کافی شاپ با کلی معذرت خواهی و التماس خواهش کرد که همان موقع سیگارش راخاموش کند.
شاید اشتباه شنیدم که مغازه دارها هی به هم تلفن می زدند و می گفتند اگر پشت ویترینت این باشد و آن مغازه پلمپ است.
من اشتباه می کنم. من اشتباه دیدم امروز شهر زیبای بهاری امان را بدون روح بدون جوان بدون عشق. * تیترها تمام از روزنامه ی اعتماد ملی تاریخ 8 /2/86

یادداشتها (6)


 

يادداشتها

دور باید شد از این خاک غریب.
اين نيز بگزرد ....
نادیا
در بسیاری از مواقع صورت بی حال و رنگ های سیاه و شور و عشق به خاک و خون کشیده شده ثمره بی رحمی و خود خواهی ماست. شما به چیزی به اسم عشق اصلا اعتقاد دارید؟
niloofar
اين مهنتي که مي کشيم از تنگي قفس کفران آن نعمتيست که در باغ کرده ايم.
فيلمي که داريوش کبير از دستگيري يک دختر در تهران را گذاشته برويد ببينيد. خوش به سعادت ما بخاطر اينهمه غيرتمند در شهر. خوش بحال ما. بله به عشق اعتقاد دارم. همانقدر که به خدا.
چه مي شود گفت؟
آدرس ترک بک این نوشته:


لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: