دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

2 خرداد 1386
و تمامی آن روزهایی که گذشت
حالا هرجا که سرک بکشی، کم کم، نیمی از بچه های این دور و بر دارند خاطره هایشان را از جنگ می نویسند.
اینکه فردا برای ما ( من و تو) روز بزرگی است بماند.
یادم می آید تا سالها، فکر می کردم هرکسی که درجنگ شرکت کرده حزب الله ای است و هرکسی آن جا کشته شده و شهید شده یکی از همانهایی است که یک روزی توی خیابان ملت را اذیت می کرد این تنها تفکر من نبود، تفکر خیلی از ماها بود که چون جنگ را دوست نداشتیم، آدمهایش را هم دوست نداشتیم.
نمی دانم چه شد که فهمیدم، همین آدمها، خیلی نزدیک تر که می شوی می توانستند برادر و پسر عمو و عمو و پدرت باشند. به همین سادگی.
فیلمهایی که ساخته شد، مستندهایی که گذاشته شد و تجربه ی شخصی باعث شد که حالا بعد از گذشت این همه سال برایشان نه تنها احترام قائل باشم ( از هر مسلک و دینی و عقیده ایی ) بلکه اگر بتوانم ادای دینی هم می کنم.
متاسفم برای بعضی کسانی که این آدمها را تافته ی جدا بافته ایی از ما می دانند و متصل به جای دیگر. متاسفم برای جوانهایی که تا اسمی از جنگ می آوری انگار چیز بدی گفته باشی صورتشان را جمع می کنند و می گویند: اه جنگ ؟
من برای تمامی کسانی که رفتند و جنگیدند احترام قائلم. خیلی پیشترها نبودم، نمی دانم چه تفکری داشت در من ریشه می کرد که دوستشان نداشتم ا.ما حالا ... دوستشان دارم.
از آزاد سازی خرمشهر چند سال می گذرد؟
هنوز هم یادم می آید صدای آن مجری رادیو را و چیزهای گنگ دیگری که می شنیدم،خیلی کم... اما آن شادمانی درونی را آن احساس خوب پیروزی را هر سال در سوم خرداد تجربه می کنم. هرچند که اندازه ی آهی و دمی کوتاه است و عمر نکبتها و شکستها آنقدر زیاد است که دل هر انسانی را می لرزاند. « شنوندگان عزیز توجه فرمایید...»

یادداشتها (5)


 

يادداشتها

من هم برایشاناحترام قائلم. *** راستی خوبی؟ بهتری؟
همسایه کناری مان زنی بود ترک. قدش از خیلی از مردهای همسایه بلندتر بود. پسرش که شهید شده بود جوری جلوتر از همه برای دفن پسر می رفت که انگار کوهی است از شجاعت. هیچوقت لحظه ای که دیدم یواشکی اشک می ریزد را فراموش نمی کنم.
اين احترام بعد از گذر زمان به وجود آمد.وقتي که بزرگ شديم و خيلي چيزها را فهميديم.اما در آن روزگار براي من هيچ جيز قابل احترام نبود.چون چيز بزرگتري وجود داشت و آن هم ترس بود.
همیشه عزیزنو واقعا نمیشه از زحماتی که کشیدن بی اعتنا بود
باهات موافقم اما روزي بزرگي گفته بود حتي اجازه ندادند از کشودمان دفاع کنيم! آن را هم انحصاري کرده بودند.
آدرس ترک بک این نوشته:


لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: