|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
5 خرداد 1386
یک جای کارم می لنگد! کجایش را نمی دانم. یادداشتها (7)
يادداشتها
این روزها اسم و تبلیغات فیلمها هیچ اشتیاقی به دیدنشان ایجاد نمی کنه. فیلم ها را ندیدم
bright horizon
ای کاش به جز لحظه های اضطراب و زمان هایی که برای رسیدن به خواسته یا هدفی نگرانیم به یاد هم بودیم و تله پاتی میکردیم. امیدوارم به خواسته ات برسی دوست عزیزی که خواننده این وب لاگ هستی. هر جا هستی خوش و خرم باشی. ای کاش لحظه و گاهی فقط به خاطر دوستیمان حضور داشتی. ای کاش اینقدر آرمان های شغلیت نو را از معنویت روابط انسانی جدا نمیکرد. دریغا که همه اینها بی فایده است. برایم با ذهنت التماس دعا نفرست. من برای تو چیزی ندارم... بابا پيش كسوت.. از آشناييت خوشحالم قلمت بدجور گرفتتم .. اين روزا خصلت هواست مثل اينكه كه همه يه جورايي ان اما كم نمي آريم مگه نه؟ مدت هاست سينما نرفته ام.براي راديو زمانه داستان فرستاده اي؟آدرس اش چيه؟
shimbala
مي گم ، بي حوصله جان ، يه صبح زود رانندگي کن تا فرهنگسراي نياوران
قول مي دم خوب شي يه روز تعطيل .
مي گم من عاشقشم جي کار کنم ؟
مي گم من ديونشم بايد چي کار کنم ؟
لابد مي گي خاک به سرم ولي نمي گي چي کار کنم ؟
اينم يه شعر شيمبالايي
شيمبالا ديشب تا صبح داشت کتک کاري مي کرد
ديگه بهتر از اين نمي شد ،
دوستش دارم ، چيه مگه ؟؟؟؟تکرار را با نوشتن از خودم دور مي کنم هر چند که گاهي تکراري مي نويسم.
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||