.:
لینک دوستان :.

    .: منوی اصلی :.
       صفحه اصلی
       آرشیو
       درباره من
       وبلاگ انگلیسی
       ایمیل
 












 

 

 

.: فتوبلاگ :.  
برای تکه ای نان


.: نقد ها و بررسی ها :.
داریوش بلادی

12 خرداد 1386

چه هوای لذت بخشی است. رعد و برق و باد. من باد را دوست دارم. همانطور که دور درختها می پیچد، لابلای توری درها زوزه می کشد، همانطور که آهسته لابه لای موهای مجعد دخترها بازی می کند.
باد می وزد، برگ درختها تکان می خورند. باد را دوست دارم دوست دارم دوست دارم.
باران هم می بارد. بعد از یک روز گرم حتم دارم برای همه ی شما هوای امشب نعمتی است. پنجره را با لذت باز می کنم. بلکه هوای تازه دلم را تازه کند. ذهنم را از این همه حرفهای مسخره ایی که امروز شنیدم پاک کند. بلکه کمک کند.
اما...
بوی دود و قیر زیر دماغم می زند. کامیون ها و ماشینهای آسفالت کاری درست روبه روی پنجره ی اتاقم پارک کرده اند و تنها صدای موتور ماشینها می آید و بوی قیر و بگو مگوی کارگران. نفسم به شماره افتاده. قلبم سنگینی می کند. پنجره را می بندم.



یادداشتها (4)

 

 

 

 

 


 

يادداشتها

دیروز هوا معرکه بود. من و گربه م رو داشت باد میبرد ! جواب نظرتون رو دادم تو وبلاگم
هوای دیروز خیلی عالی بود . تو لابی هتل آزادی شسته بودم وداشتم لذت میبردم ولی متاسفانه دعوای یه خانم و آقا عیشمو منقض کرد.
همين باد زده ديش ما رو انداخته.حالا که تعريف مي کني خودت بيا درست اش کن.اصلن فکر کن ماشيناي آسفالت رو من فرستادم.
آه که اين درد مشترک را کي و کجا بتوان دفن کرد و رها کرد و باران را و هواي تازه را با ولع تمام به درون کشيد ... آه ...
آدرس ترک بک این نوشته:


لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: