|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
17 تیر 1386
وسوسه های خنده داری برای آینده به سرم می زند. گاهی ترسناک و گاهی دست نیافتنی. عاشق وسوسه های دست نیافتنی هستم، عاشق سخت شدن راه برای رسیدن به هدف، گاهی هم فکر می کنم آیا این هدف است که تمام وسیله ها را توجیه می کند؟ اصولا باید چیزی چیز دیگری را توجیه می کند؟ یادداشتها (3)
يادداشتها
هيچم نگذشت هنوز تلخي گاز اشک آور توي حلقمه هر روز که ميگذرد افکار ما به مسافرت هاي دور و دراز مي رود. وسوسه ها هر ساعت به يک رنگ در مي آيند. همه چيز گيج کننده است. هيچ روشي نيست که واقعي باشد. هيچ راهي راه اصلي نيست. اصلا راه اصلي وجود ندارد. بعضي ها فقط در فکر منحرف کردن راه ها هستند. ۱۸ تير در همان روز براي خودش بود. همه تفسيرها انحراف است. درودي سبز و گذشت ... راست گفتي ... امروز نوزدهم و من و هزاران نفر چون من كه از صبح تا شب هجدهم لبريز از دغدغه بوديم و نگراني و تشويش كه نان سفره شبمان چه باشد تا با ديروز تفاوتي كند يادمان رفت ... ما نفس كشيدن را از ياد برده ايم اما انسانيت را ... در پناه دادار پايدار
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||