دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

13 مرداد 1386
نصف مال شریفی نیا نصف مال کارگردان

فیلم نصف مال من نصف مال تو حکایت یک مرد دوزنه است.دختران این مرد که از دو زن جداگانه هستند( که وجود هم باخبر نیستند) به طور اتفاقی ! در یک مدرسه و در یک کلاس متوجه می شوند که پدرانشان یکی است. ادامه ی فیلم به کشمکش بین دختران و پدرشان بر سر این که مادرانشان با خبر نشوند می گذرد. سر آخر مادران از کار این مرد با خبر می شوند و درخواست طلاق می دهند و چون هر دو حامله هستند هیچ کدامشان نمی توانند طلاق بگیرند.
ماجرای چند همسری در کشور ما سبقه ی تاریخی دارد. هرچند که قانون و شرع آنرا بلامانع دانسته اما در بسیاری از مواردجامعه هنوز نتوانسته است با آن کنار بیاید.
حالا از مصادیق تاریخی اش می گذریم و صحبت را به روز می کنیم. در قرن بیست و یکم در کشور ما که جنبشهای زنانه اش به براندازی نرم محکومند و کسانی که تنها داعیه حق داشتن فرزند و طلاق هستند برچسب فمینیست بودن می خورند بدون آنکه از چند و چونش باخبر باشند فیلمی برای قشر نوجوان ساخته می شود که موضوع اصلی اش دو زنه بودن مردی است که از قضا دو دختر هم دارد.
دو دختر زیبا روی با بازی های خوب و دوست داشتنی ( ترلان پروانه و آلما اسکویی) که بعد از باخبر شدن از این قضیه سعی می کنند طوری رفتار کنند تا مادرانشان از قضیه بویی نبرند . اینکه آیا این قضیه باور پذیر هست که دو دختر در سن حساس نه سالگی بتوانند اینطور منطقی با این جریان کنار بیایند خود جای سوال دارد. اما قضیه اینجاست که این فیلم برای نوجوانان ساخته شده آنهم بعد از پخش فیلمهای سنگین و تلخی چون پارک وی و روز سوم و محاکمه ورئیس.
این اولین و البته تنها انتخاب پدربزرگهایی است که دوست دارند با نوه هایشان به سینما بروند. و این موضوع این موضوع حاد و تلخ اینچنین برای این نسل به بازی گرفته شده، طوری که بیننده ی بزرگسال می تواند از اواسط فیلم حدس بزند : خب حالا که این فیلم فانتزی و طنز ساخته شده پس نمی تواند در آخر به تلخی ختم شود.
نتیجه چه می شود؟ بهترین ترفند همان « حامله بودن» دو زن است. که باز بچه ایی در این میان دست و پای زنان را می بندد و مجبور به تحمل هوو می شوند و فقط گریه می کنند. و مرد هم همان مرد سنتی صد ساله است که انگار طلبکار عالم و آدم است که در عین بیچارگی می گوید: خب گناه که نکردم.
شما خودتان را جای دختر نوجوان یازده ساله ایی بگذارید که به تماشای این فیلم نشسته، او که محو رنگ آمیزی زیبای صحنه و طراحی لباسها شده است انتهای فیلم به چه می اندیشد؟ این تلخی سرنوشت را قبول می کند؟ آیا برایش مسئله حل شده؟ آیا اصلا مسئله ایی طرح شده؟
آیا ما حق داریم صرفا بخاطر خنداندن بیننده اینطور موضوعات تلخ جامعه را به بازی بکشیم و آنرا حق مسلم مردان بدانیم؟
آن دو دختر زیبا روی توی فیلم نماد چه هستند؟ آن دو زن چه؟
نه آقای کارگردان شما حق نداشتید اینطور با مسئله ی بغرنجی که زنان بسیاری را آواره و دچار بیماریهای اعصاب کرده بازی کنید. شما حق نداشتید اینطور مغز بچه های نوجوان ما را با بینش مرد سالارانه ی خودتان آلوده کنید.

یادداشتها (7)



 

يادداشتها

برو بابا اين تکراريه!برو کشکتو بساب!
shimbala
کاش يه نامه جدي براي کارگردان بنويسي و نظرت رو بگي من فيلم رو نديدم و لي با اين نوشته برام محتواي فيلم مي شه گفت رو شنه ، پونه چند درصد مردم هنوز فکر مي کنند ؟‌ بگو ؟‌ تو رو خدا بگو خيلي ،بگو حرکت دايره وار جامعه ما ، ديگه شکل مخروطي رو به پايين داره ، بگو اشتباه مي کنم پونه ،‌ بگو که من بيخبرم ، تو رو خدا بگو اين که ديگه اعتراض مخملي يا پنبه اي يا نايلوني نيست ، اظهار نظر ه به يه کارگردانه ، نيلوفر حالا که کشک مي سابي زعفران هم بساب.
سلام دوست قديمي شايد بقول اين دوستمون مسئله خيلي قديمي باشه ولي متاسفانه هنوز لاينحل باقي مونده که اي کاش با کشک سابيدن حل مي شد! راستي نگفتي کجا رفته بودي واسه خوش گذروني؟؟
Shahrzad
I agree. It can result from two reasons. The first that the director only focuses on his own benefit, profit and reputation, no matter what. The other reason might be he just doesnt see it as we see. In fact, so what? Everyone does that! At least by making it funny, we can deal with it easier. But is it always the case that children are as logical as they were in that movie? I think I talked a lot
اشتباه نمی کنی شیمبالا شکل مخروطی گرفته است این دایره ی عجیب ما . اتفاقا خوب هم باخبری. خوب. منظور نیلوفر این بود که این مطلب را جای دیگری هم خوانده بود و برایش تکراری بود.
وحید نیکخواه آزاد
از توجهتان به فيلم و اظهار نظرتان سپاسگزارم. اگر وقت و حوصله اش را داريد مي توانيم حضورا گفتگو کنيم و حاصل اين گفتگو در سايت شما منتشر شود.موفق باشيد.
ممنونم آقاي آزاد که نقد من را خوانديد. من به عنوان يک بيننده ي عادي فيلم شما را نقد کردم ومنتقد سينما نيستم . البته خوشحال خواهم شد که بتوانم نظر شما را در باره ي اين فيلم و نظرات خودم بدانم.
آدرس ترک بک این نوشته:


لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: