|
دوستان
قصه های عامه پسند
ماسک هفتان گمشده در بزرگراه کابوس های فرا مدرن آورا کتابلاگ میرزا پیکوفسکی زیتون داروگ خوابگرد نوشته های پشت شیشه در بلاگفا نوشته های پشت شیشه میرزاقلمدون رد پای خیس باران تنهایی پر هیاهو انگار نه انگار خورشید خانم لانگ شات سیناپس هایتان چطورن؟ یوسف علیخانی آوات و هیوا خیلی دور خیلی نزدیک تب 40 درجه خلوت لیلا منیرو روانی پور عباس معروفی غلاف تمام فلزی افرا و پاییز آلیس در شگفتزار داریوش کبیر عرض حال شب نویس امید معماریان ژولین سیفعلی مراد Citizen of the world سیامشق های یک مالی آفتاب برگردان سارا فقیه نصیری هزار و یک روز پرستو آزادی ابد اتاق هشت کلید نوشته های پشت شیشه- دومی میانبر های سی ثانیه ای نشانه ها جای برای هیچ کس پیمان ابدالی اطلسی های خیس امیر حسن چهل تن صادق هدایت Powered by BlogRolling Designed by: ARDAVIRAF |
آرشیو
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 آذر 1383 آبان 1383 مهر 1383 شهریور 1383 مرداد 1383 تیر 1383 خرداد 1383 اردیبهشت 1383 فروردین 1383 اسفند 1382 بهمن 1382 دی 1382 آذر 1382 آبان 1382 مهر 1382 شهریور 1382 مرداد 1382 تیر 1382 خرداد 1382 اردیبهشت 1382 فروردین 1382 اسفند 1381 بهمن 1381
|
||||
|
16 مرداد 1386
یک اتفاق
گاهی اوقات نمی توانی از کنار خبری که شنیده ایی یا در تلوزیون دیده ایی به آسانی بگذری. گاهی اوقات از شنیدن آن خبر آنقدر گیجی که نمی دانی به چه چیزی ایمان داشته باشی و چه چیزی را انکار کنی.
این یک اتفاق است از سر اشتباه. از سر اشتباه. و باز متولیان این اشتباهات نمی خواهند قبول کنند نمی خواهند معذرت خواهی کنند و نمی خواهند نقد شوند. چه سود! انگار به در بسته می کوبیم. دست و پایمان را بسته اند و زبانمان را اگرچه نبریده اند اما ... وقتی خبر برق گرفتی مصطفی کرمی را در روزنامه خواندم فقط بهت زده روی مبل نشسته بودم و فکر می کردم کارگردانی که دیگر دست نداشته باشد چطور می تواند به زندگیش به عشقش به دنیای خودش برگردد . تصویرش را که در تلوزیون دیدم پا به پای خودش گریستم. حالا راهی پیدا کردم برای کمک به او، فقط می خواستم این را بگویم که این اتفاق می توانست برای هرکدام از ما بیافتد. شماره حساب 210384448بانک تجارت شعبه مهر کد 318 به نام مصطفی کرمی. برای کمک به این فیلم ساز جوان ایجاد شده... دیگر نای فریاد کشیدن هم نداریم. یادداشتها (3)
يادداشتها
وسط اين اتفاق ناخشنود، روي خوشي ندارد بيايم از کافه زن بگويم. که مثلن يک کنج تنانه است از زن. که مثلن پي يک حادثه پديدار شد. پي يک اتفاق. که مثلن طعم گيجي آور يک ادوکلن روس، مرا هوايي کرد. که مثلن هي از آن چارشنبه ي دور، دور خودم مي چرخم تا نشاني از آن زن بيابم. يادم رفت اصلن چرا آمدم. نترس خانومي. بگذار تا مي توانند از اين فيلم ها بسازند و از حقوق عهد دقيانوسي خود احساس شعف كنند .هيچ نترس. زمان به نفع ما پيش ميرود. زمين به نفع ما دور خورشيد مي چرخد و ستاره ها به نفع ما مي درخشند. ممنون از شماره حساب دوباره تولدت مبارك. خشايار
احمدي نژاد گفته بهش كمك كنن.اشكالي نداره شماره حساب يه سوخته رفاقتو بدم؟
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||