با بی حوصلگی تمام نشسته بودم روبه روی کامپیوتر و صفحه های اینترنتی را به امید خوندن چند خط درست و درمون ورق می زدم که یه مقاله جالب از علی قلی پور در وبلاگش خوندم با این تیتر« بیچاره ایران که محسن نامجو باب دیلن آن است ». خیلی خوشحال شدم که بالاخره یک نفر پیدا شد که حرفی بزنه در مورد این به اصطلاح پدیده، اصولا از ین هوچیگریهای روشنفکر نماها در بزرگ کردن یک هنرمند خوشم نمی اید و بیشتر به کار آن هنرمند و کیفیت آثارش شک می کنم. من همیشه با کسانی که یک نفر را آنقدر بزرگ می کنند که هیچ کس نتواند در موردش نقدی بنویسد و حرفی بزند و اگر در جمعی عنوان کنی که آثارش را دوست نداری به خیلی چیزها محکوم بشوی مشکل داشته ام. اصولا این قضیه ایی است که در مورد خیلی از هنرمندان ما در جامعه ی روشنفکرنمایی ما اتفاق می افتد و به یک پدیده ی روتین و همگانی بدل شده و انگار همه آنرا پذیرفته اند.
پیشنهاد می دهم که این مقاله را بخوانید و اگر نظری دارید نظرتان را بنویسید.من که یه کمی از آن حالت رخوت و تنبلی ذهنی در آمدم. شما را نمی دانم.
http://navayebinan.blogfa.com/post-7.aspx
یادداشتها (2)