|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
يادداشتها
خيلي قشنگ است! بعد از مدت ها نشستم يک سريال تلويزيوني رو نگاه کردم.انگار تو هم همون موقع پاي تلويزيون بودي! عشق؟ عمر؟ دلم مي گيره. ..چه عجب..يادي هم از ما کردي.. شایدبرای رفتن ازچندجهت کافی باشد/بادباشی/کابوسی سردرگم ازجنوب/که داردبه سمت موهای تومی وزد/بادکه باد نیست/یعنی ازروزبه نمک های دست های تو/ یعنی ازشب به پاشیدن روی زخم های من/لیموها/لاک پشت/وکلمات بی ربطی...می بینی پونه ی عزیز..کلمات چقدربی ربط هستند سلام بر شما! شما را به خواندن يک سيب زميني کوچک دعوت مي کنم.
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||