|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
21 آبان 1386
« شاملو» یادداشتها (5)
يادداشتها
بقيه هم داشت؟
حامد
ترس و ياس
دست زی دست نميرسد
که سدِّ سفاهتي سيماني در ميان است:
«ما» در ذهنات ميگذرد «آنها» بر زبانات
نگران و ترسْمُرده
چون دهن بگشايي!
کابوسات آشفتهتر باد!
باشد که چو از خواب برآيي
تعبيرش را تدبيری کني.
(دست زی دست نمیرسد)
(شاملو)بعد دیگه صدات در نمیاد , باید بری 2000 وایسی و اون بالا اینقدر داد بزنی تا دیگه صدات درنیاد , آدم بد جوری خالی میشه یا دم ساحل غربی کیش شب ساعت 2 موجها محکم می خورند به سخره ها , وایسی و داد بزنی ! وای که چه حالی میده سلام. هستم ولي چه بودني. مي نويسم ولي چه ... Hey people! I’m not like a full moon that comes once a month, but I’m like stars; just that don’t look for me at the space, but the virtual one, the web space. I’m all over it… Now, I’m with your weekly dose of fun! Here we go………When you search for a needle in the dark, you are almost blinded and you think you lost it, but then when you catch the spark of its glint, you smile a winning smile. Well, out of the corner of my eye, I could see her squint far and beyond and casually rub her eyes so she can have a look at her side... ME
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||