|
دوستان
قصه های عامه پسند
ماسک هفتان گمشده در بزرگراه کابوس های فرا مدرن آورا کتابلاگ میرزا پیکوفسکی زیتون داروگ خوابگرد نوشته های پشت شیشه در بلاگفا نوشته های پشت شیشه میرزاقلمدون رد پای خیس باران تنهایی پر هیاهو انگار نه انگار خورشید خانم لانگ شات سیناپس هایتان چطورن؟ یوسف علیخانی آوات و هیوا خیلی دور خیلی نزدیک تب 40 درجه خلوت لیلا منیرو روانی پور عباس معروفی غلاف تمام فلزی افرا و پاییز آلیس در شگفتزار داریوش کبیر عرض حال شب نویس امید معماریان ژولین سیفعلی مراد Citizen of the world سیامشق های یک مالی آفتاب برگردان سارا فقیه نصیری هزار و یک روز پرستو آزادی ابد اتاق هشت کلید نوشته های پشت شیشه- دومی میانبر های سی ثانیه ای نشانه ها جای برای هیچ کس پیمان ابدالی اطلسی های خیس امیر حسن چهل تن صادق هدایت Powered by BlogRolling Designed by: ARDAVIRAF |
آرشیو
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 آذر 1383 آبان 1383 مهر 1383 شهریور 1383 مرداد 1383 تیر 1383 خرداد 1383 اردیبهشت 1383 فروردین 1383 اسفند 1382 بهمن 1382 دی 1382 آذر 1382 آبان 1382 مهر 1382 شهریور 1382 مرداد 1382 تیر 1382 خرداد 1382 اردیبهشت 1382 فروردین 1382 اسفند 1381 بهمن 1381
|
||||
|
13 بهمن 1386
به : خدا
ببین خدا اصلا از مقدمه چینی خوشم نمی آد، نمی دونم که اول نامه ایی که می خوام به تو بنویسم هم باید بنویسم به نام خدا یا نه، ولی خواهشا یه گوشتو به من بده ببین چی می گم.
يادداشتها
بنده هاش که همو می بینن تحویل نمی گیرن چه برسه به خدا که هیچ کس تا حالا ندیدتش.اگه گوششو داد بهت که باش حرف بزنی از طرف من بکوب تو گوشش بش بگو مگه محمود نگفته بود من می خواستم نجاه سالگیمو ببینم. صدا كرديم نبود،صدا نكن، نيست. حالا نامه رو کجا پست می کنی:) و خدايي که همين نزديکيست..... البته ممکنه رفته باشه آپ تو ديت کنه. خط ها هم که مشکل داره مي دوني. پيغمبرم که ... انديويدواليزم اومد ديگه خودت يه جوري حلش کن. اگه نشد يه دوست آتئيست دارم ازش مي برسم واست. از اون دوست باباتم که گفتي مي توني يه سوال بکني. فعلا. هر كسي هر طور كه بخواد مي تونه با خدا حرف بزنه نه لزومي به ايما و اشاره هست نه حركات خاص. فقط كافيه باور داشته باشيم. بله بنده من! k
میدانم! در جامعهای که تمام تعطیلیهایش از نوع عزاداری است و جشنهایش هم در مواجهه باعزاداریها بیرنگ میشوند،
سخت است دل نبستن به جشنهای این و آن.
میدانم که هر بهانهای برای شاد بودن در این داغان سرا غنیمت است.
میدانم که از نسل دایناسورها هستم و نه نوشتههایم و نه دیدگاههایم دیگر خریداری ندارند و میهن دوستی بهقدر تفالهای نمی ارزد.
با این همه فقط یک نکته کوچک: شما که می خواهید شاد باشید، شما که میخواهید به عشقتان هدیه بدهید،
اگر تنها کمی، بسیار کم، در میان این هیاهو نیمه علاقهای هم به این کهن سرا دارید،
برایتان فرقی میکند که هدیهی تان را به جای 14 فوریه (26 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟
بهترنیست به جای اینکه از ماههای دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسی�ی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارسالهی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟
آیا بهتر نیست به جای ولنتاین غریب ، که هیچگونه به زبان فارسی نمیآید، اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزین کنیم؟
نگویید که هم این خوب است هم آن، خواهش می کنم نگویید،
در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در �ال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بدهیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند.
آنقدر �جم تبلیغاتی غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم تا دیگر هیچ جایی برای رسوم خودمان نماند].
چرا فکر میکنیم که همه کار را باید دولت انجام دهد؟
درست که آنها از ایرانی بودن هیچ نمیدانند که اگر میدانستند اینگونه ما را به قهقرا نمیکشاندند.
پس خودمان به عنوان یک ایرانی کجاییم؟
می دانم بسیار چیزهای مهمتر وجود دارد.
اما! همین پیروزی های کوچک دلگرممان میکند، بیایید تا این جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده،
جشن اسفندگان را جایگزینش کنیم. بد است جشن یلدا؟
بد است نوروزو چهارشنبه سوری؟
پس چرا بد باشد این سنت نمی دانم چند هزار ساله که آغازش پشت زمانها گم شده است.
میدانم دیر است، میدانم خواننده ها کمند،ولی مهربانی کنید، اگر تنها �س کردید که این نوشته تلنگری است،
لینک این نوشته را برای دوستانتان بفرستید.
اگر بخواهیم در آیندهای نزدیک میتوانیم. تنها دو هفته مانده، تصمیمش آنقدر سخت نیست.
تنها سه روز هدیه تان را بیشتر پیش خودتان نگه دارید، همین!
سپاسگزارم
اگر می خواهید بیشتر در مورد جشن اسفندگان (سپندارمزگان) بدانید به اينجا رجوع کنید
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||