دوستان




Designed by: ARDAVIRAF


آرشیو

دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
مرداد 1383
تیر 1383
خرداد 1383
اردیبهشت 1383
فروردین 1383
اسفند 1382
بهمن 1382
دی 1382
آذر 1382
آبان 1382
مهر 1382
شهریور 1382
مرداد 1382
تیر 1382
خرداد 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
بهمن 1381

 

 

 

 

 


وبلاگ من

درباره من
ایمیل

28 اسفند 1386
اینجا تهران در محاصره ی نوروز...
باورتان می شود، بعد از آنهمه برف،آن سرمای استخوان سوز،آن یخ بندان بی سابقه، حالا، این هوا و این جوانه ها و این آسمان فیروزه ایی؟ باورتان می شود؟
اینجا تهران، آسمان آبی است. اینجا تهران، در تب و تاب عید است. اینجا تهران، حالا همه بچه های دست فروش را دوست دارند. اینجا تهران، سمنوی عمه لیلا. اینجا تهران، بیست و هشتم اسفند. اینجا تهران، ترافیک ترافیک ترافیک. اینجا تهران، چاغاله بادامهای ریز ریز و ترد. اینجا تهران، پاساژمیلاد نور و گلستان، غلغله ی زن و مرد و پیر و جوان. اینجا تهران، کوه دماوند خوب پیداست. اینجا تهران، سفره های هفت سین آماده است.اینجا تهران، در حصار عید، در وسوسه ی نوروز. اینجا تهران رشته کوه البرز نزدیک وبیدار. اینجا تهران، اینجا تهران اینجا تهران... « اینهم لینک دانلود آهنگ شب عید هایده که نظیر ندارد:
http://www.yemahal.com/g.htm?id=1549»

یادداشتها (4)


 

يادداشتها

اگر که مرگ از آن دست کارها بکند مرا به دردترین درد مبتلا بکند اگر که عشق بگیرد دو دست داغ مرا که بعد در وسط کوچه ای رها بکند نمی تواند هرگز، نمی تواند که... نمی تواند ما را ز هم جدا بکند نمی تواند... ... دارد احتمالا سال تازه ای می آید اما من غمگینم مثل بچه ای که عروسک هایش را دزدیده باشند مثل وقتی از خواب می پریدم و نبودی «انسان همیشه از طرفی می افتد که به آن تکیه کرده است» به زودی به سفری دراز خواهم رفت شاید این آخرین عیدی باشد که برای تبریک در وبلاگت کامنت کپی کردم شاید این آخرین عیدی باشد که عاشقانه شعرهایم را می خوانی نترس! قرار نیست بمیرم فقط سفری دراز خواهد بود تا روزی که جهان جای زیباتری برای زندگی باشد اما فعلا هستم! هنوز بارهایی روی دوشم است که باید زمین بگذارم هنوز زنده ام هرچند غمگین هرچند... عیدت مبارک!
اين جا تهران وضعيت جنگي ترقه بمب موشک چند تا عراقي زخمي کشته مرده زنده هايده مهستي گوگوش...عيدت مبارک!
طرف من که فقط ترافيک کاري است و از هيچ ترافيک ديگري هم خبري نيست. براي عيد مبارکي که هنوز زود است. برمي گردم.
دستها شایسته ی قلمها نبودند... قلمها را به قلبهامان سپردیم... قلبها تپیدند و واژه پدید آمد... سال مانایی را برای شما آرزو می کنم
آدرس ترک بک این نوشته:


لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند: