|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
9 فروردین 1387
دو سه روز اول که به تنهایی گذشت.تنهایی غذا خوردن و تنهایی پیاده روی کردن.هیچ هم حوصله ی کسی را نداشتم. کتاب هم نخواندم تا به امروز. همش لمیده بودم روبه روی تلوزیون. از شما چه پنهان که هر سه برنامه ی کمدی شبکه های یک و دو و سه را تماشا می کنم. باز مهران مدیری تکه کلام انداخته است توی دهن مردم « به به ، به به » حالا هرجا می روی همین را می شنوی. چندروز وسطی را رفتم سینما، عید دیدنی، خرید. فیلم « دایره زنگی» بسیار بسیار جالب بود، ریتم تند و فیلم نامه ی عالی و بازیگران خوب، کنار هم یک فیلم عالی را ساخته بود که حلاوتش تا روز بعد از دیدنش توی ذهنتان می ماند.اما « به آهستگی» را دوست نداشتم.خسته شدم از بس از این داستان های تکراری شنیدم.باور کنید. چقدر باید ببینیم یک زن خسته شده از زندگی و غیره و غیره. یک سری به کتاب خانه اتان بزنید تاببینید چقدر از این داستان ها پیدا می کنید.بس است دیگر! هیچ خوشم نیامد از این فیلم نه از بازیگریش نه از داستانش.هیچ. یادداشتها (11)
يادداشتها
قسمت خوبترترش که يکشنبه اس ناکس! راستي تو ميدوني ??? چند تومنه؟!!! يادم رفت رو کتابتو بنويسم... خب خيلي خوبه كه اين كسلي فقط محدود شد به چند روز اول عيد ، واسه ما كه فراخي رو هم بهش اضافه كنيد و همچنان ادامه داره ! خوشحالم از لذت بردن شما. خوشحالم از کيفور ديدن شما. خوشحالم از اينکه ميبينم دوستانم همه در لذت به سر مي برند. خدا رو شکر. اين تمناي آخر يعني چه!؟! پس مشغول قدم زدن بسوي نور هستي. زندگي همينه: نمودار سينوسي. ... به به ..به به .. احساس؟ وسوسه؟ رويا ؟ هدف؟ تمنا؟ عجب....عجب.... هميشه پر احساس باشي و تمنا از وجودتان رخت برنبندد و گل هاي بهاري تقديمتان باد سر سبز باشيد و شاد کام به به چه عجب در اين واويلاي غم و اندوه در وبلاگها تو احساس خوب را پراکندي اگر غم لشگر ............. من و ساقي بهم سازيم و ....... ولی از به آهستگی تعریف زیاد شنیدم
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||