|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
30 آذر 1387
ساعت هفت و بیست دقیقه صبح بود که زنگ در را زد. همیشه شنبه ها می آد برای نظافت خونه. امروز زودتر رسیده بود. ده دقیقه. دم در گفت می خواستم وایستم ساعت بشه هفت و نیم اما دیدم اگه بمونم یخ می زنم. یادداشتها (5)
يادداشتها
... شب یلدا حالا یه جوری شب کریسمس برای ایرونی ها می تونه باشه .. شب یلدا برای گوهر خانوم هم مبارک .. شب يلداي امسال از آن شب يلداهاي خسته کننده است. جیب خالی گاهی خوبه. گاهی که می خوای دست تو جیبا بکنی و راه بری و راه بری تا شب رو به صبح برسونی نمي دونم چرا اين گوهر خانم ها تو محرم و صفر و عيد قربان و اين جور مراسم اصلا ياد بي پولي شون نمي افتن و بر عکس خيرات هم ميدن چه خيراتي تا چشم در و همسايه و جاري و مادر شوهر را کور کنند ولي تا نوبت به نوروز و يلدا و اينها مي افته ....اصلا بي خيال! يلدا مبارک. موفق باشيد
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||