|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
26 دی 1387
تکیه می دهم به صندلی چوبی ناراحت، پشت میز، نگاه می اندازم به پشتی صندلی ها، طوری نشسته ام که کمی عقب تر باشم، بس که وول می خورم ، نمی توانم درست و درمان مثل خیلی ها که از اول تا آخر جلسه را سیخ و میخ می نشینند از جایم تکان نخورم، برای همین صندلی ام کمی عقب تر از بقیه بچه هاست تا بتوانم هر دو دقیقه یک بار این پایم را بیندازم روی آن یکی یا برعکس، دستم را بگذارم زیر چانه ام و به جلو خم شوم، بیایم نوک صندلی بنشینم و یا برای ثانیه ایی لم بدهم و انگار نه انگار. یادداشتها (3)
يادداشتها
جلسات سه شنبه عالي است. آشنايي با جهاني است که ممکن است با آن رابطه اي نداشته باشيم. خوب باشي. نمیدانم جلسات سه شنبه چرا عالیست ولی می دانم مدت هاست هیچ جلسه ای نیست که برایم جذاب باشد .. وقتی ذهن آدم آنجا دعوت نیست بهتر است خودم هم جای دیگری باشم .. منم خيلي اوقات متوجه نمي شم ولي کلا يک دفعه يک بارقه اي مي زنه که فکر مي کنم جهان رو درک کردم. کيف ميده.
آدرس ترک بک این نوشته:
لیست وبلاگهایی که به این نوشته اشاره داشته اند:
|
|||||