صداي پايش را مي شنوم، آن نيروي جاودان، آن حس سبز جاري در دل زمين را
صدايش را مي شنوم همگام با صداي گنجشكها،طنازي جوانه ها ، عشقبازي باران و خاك
صدايش را ميشنوم و مي بويمش، انگار در تمامي فضاي خاك وطنم جاريست
مي بينم، دگرگون شدن ،دوباره زندگي،دوباره سبز سبز سبز
حس بلوغ و نو شكفته شدن زمين را در نگاههاي مردم وطنم مي بينم
مي بينم اين حس جمعي زيبا و سبز را اين تمايل به لبخند به عشق به درود
لطف لبخندمان را چرا دريغ كنيم؟
مي بينم كوشش براي حفظ تمام اين لحظه ها ، اين ثانيه ها
پاسداري از « سين ها» « سورها» « سيزده ها..»
لذت رسيدن به سال نو
لحظه دگرگون شدن
لحظه دوباره درود ، لبخند
دوباره عشق
او در جان ماست،جاريست مثل رها شدن درآسمان خيس بهار
صدايش كنيم، صدايش كنيم، اي گرداننده دلها و چشمها
اميد را مي خواهيم و كاميابي، و اگر دين نداريم لا اقل آزاده ... آزادي
ايران را مي خواهيم ،اي اداره كننده شبها و روزها ايران را مي خواهيم، همانگونه... مرزپرگهر
مردمانمان، مردمانمان اي دگرگون كننده زمانها و حالها، سر بلند پر از غرور... شاد
صدايش كنيم و بگوئيم ، بگوئيم به لطف وجودش كه اينگونه سبز است و زيبا
به لطف حضورش كه در تمامي جوانه ها ، صداي پرندگان ، نم باران
در تمامي دلهاي ما جاريست
حال مارا به بهترين حالها مبدل كند
به اميد حق به اميد يگانه آفريدگار اين خاك
به اميد لطف پروردگار
به اميد بخشايش و معجزه و كرم و رحمت
سال نو را با لبخند با ايمان
با عشق با اميد
سالي با گشايش و راستي
سالي پر از بركت ، آزادي، حس دوباره غرور و سربلندي
عشق مي ورزيم به يكديگر با تمامي وجودمان
نوروزتان پيروز