|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
|
|||||
|
29 مهر 1383
کابوسهای بچه گی ام را فراموش نمی کنم.
27 مهر 1383
یاد آن پچپچه های شبانه،
24 مهر 1383
سیم کشیهارو وارسی می کنه، لوله های آب چیکه نکنه، لامپهای سوخته عوض بشه، قفلها وارسی بشن، پرده ها را بده خشک شویی، یکی بیاد اون فرش را ببره و بشوره، یکی بیاد این سقف توالت را درست کنه، یکی بیاد شارژ ساختمون را بده، با همسایه ها سلام و علیک کنه، آنتن تلوزیون را وصل کنه،آب کولر را خالی کنه و روش روکش بکشه، گاز شومینه را تنظیم کنه، بره سراغ آشپزخونه و حسابی دکوراسیون را عوض کنه، یخچال را پر کنه ...
22 مهر 1383
اون کلیدی که روکش قرمز داره مال در ورودیه، اونی که سبزه مال اون قفل گنده است که بابا داده، اون یکی..نه نه اون قرمزه مال در کوچه است اون سبزه مال، اه! ول کن بابا.
15 مهر 1383
بهار سال 1380: ** بهار سال 1381: بهار سال 1382 بهار سال 1383: تا به حال شده یکی شما را دعا کنه و شما از لحن دعای طرف زندگی نامه اتون زیر و رو بشه؟ همین الان یه نفری که من یه کاری براش کرده بودم زنگ زد و اونقدر خالصانه و از صمیم قلب برام دعا کرد که من یه حال عجیبی شدم.
11 مهر 1383
« جادویی است ناشناخته،
9 مهر 1383
دیشب بعد از اینکه یه صد صفحه ای کتاب خوندم و حسابی چشم وچار خودم را درآورد، و بعد از خوردن اندکی شام و صرف اندکی وقت پای تلوزیون اینور و انور آبها، درحالی که فکرم میان پدیده هخا گرفتی در جامعه و فیلمهای هالیوودی و مباحث کتاب و هیکل مانکنهای ایتالیایی دور میزد فکر کردم که هیچ چیزی بهتر از یک خواب راحت تاصبح نیست و از اونجایی که اگه چشمهام میدید بازم میخواستم که ادامه کتاب را بخونم، خودم را مجبور کردم که زودتر ازوقت معمول بخوابم یعنی ساعت 11:30 .
7 مهر 1383
- می بخشید می تونم با کفش بیام تو؟
4 مهر 1383
الهی
2 مهر 1383
مزرعه پدری مزرعه پدری همینهاست با صحنه های فوق العاده اش که به رغم کش دار بودنشان تو را میخ کوب می کند، مزرعه پدری همینهاست با موسیقی روان و ساده اش که اشک را از چشمهایت جاری میکند. مزرعه پدری همینهاست باتمام سانسورهایی که شده است. با تمام خشونتی که درونش هست و با تمام عشقش.
1 مهر 1383
?How many lives do we live Starring:Benicio Del Toro,Sean penn,Naomi watts.... |
|||||