.:
لینک دوستان :.

    .: منوی اصلی :.
       صفحه اصلی
       آرشیو
       درباره من
       وبلاگ انگلیسی
       ایمیل
 












 

 

 


 


29 دی 1383

...

خیلی وقته چیزی ننوشته ام و اصلا نمی تونم که بنویسم. نه تمرکز خوندن هست و نه حوصله ای برای نوشتن. حالا لابد فکر می کنید که چرا دارم می نویسم یا اگه قراره غرغر کنم دیگه این چه جور نوشته !! نمی دونم فقط دلم خواست بیام و یه ابراز وجودی بکنم .
چقدر مغز ما ناتوان است و چه زود به محض آن که امری درک نشدنی ما را تکان می دهد، به اشتباه می افتد و گمراه می شود.

( گی دوموپاسان - هورلا)

پونه


22 دی 1383

سلام، آدرس عوض شد، یعنی همون قسمت آخرش فقط. امیدوارم دیگه مشکلی پیش نیاد که من هیچ حوصله ندارم.به هر حال باز می نویسم. هر چند که روزهای تلخی است خیلی تلخ.

حرفی به من بزن
من در پناه پنجره ام
با آفتاب رابطه دارم.

پونه

5 دی 1383

صدای سایش برف،
بر بام خانه به گوش می رسد.
دهانم را باز می کنم،
و «ها» می کنم بر شیشه پنجره،
روی بخار شیشه،
بزرگ می نویسم،
من تنها هستم ،
من تنها هستم،
من تنها هستم.
پرده توری رها می شود روی پنجره،
و تنهایی ،
قطره می شود ،
چکه چکه،
می چکد.

5/ دی/1383
پونه ابدالی

پونه

4 دی 1383

بگذار برهنه ات به نظاره بمیرم، که همخوابگی طلسم عشق را می شکند.بی عشق زیستن،ذلالت مرگ است.

پونه n یادداشتها (1)

2 دی 1383

زیر خاکستری سلولهای مغز،
خفته است ،
شادکامی این شبهای سرد.
بغض این سکوت بی نمک
از چشمهایم فرو نمی ریزد.

1 دی ماه

امروز تهران چه سرد است.چه ابری است. چه خاکستری! کسی پشت شیشه می زند، می گوید، دل گرم باش به امید خورشید فردا. گرمم . گرم به امید خدا. دل گرمم.

پونه n یادداشتها (3)

1 دی 1383

به لطف خدا و همکاری آقای انزان پور اینجا دوباره راه افتاد. ولی تا کی همینطور سر پا بمونه را دیگه خدا می دونه. دستهای پنهانی در کار است شاید کار کار انگلیسها باشد در لباس مبدل. من هم اینجا خواهم نوشت هم در پرشین. چه کنیم دیگه یه سر داریم و هزار سودا.فقط خواهشا بگین که میخونین یا نه بابا یه نظر گذاشتن که اینهمه ادا و اطوار نداره.

پونه n یادداشتها (8)