|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
|
|||||
|
20 تیر 1386
سایه ها می دانند
17 تیر 1386
وسوسه های خنده داری برای آینده به سرم می زند. گاهی ترسناک و گاهی دست نیافتنی. عاشق وسوسه های دست نیافتنی هستم، عاشق سخت شدن راه برای رسیدن به هدف، گاهی هم فکر می کنم آیا این هدف است که تمام وسیله ها را توجیه می کند؟ اصولا باید چیزی چیز دیگری را توجیه می کند؟
16 تیر 1386
وبلاگم سکسه اش گرفته. بیچاره یک روز درمیان قطع می شود و خلاصه ...
11 تیر 1386
ساعت سه صبح
10 تیر 1386
حالا هرچقدر که بیشتر می گذرد، این فکر مزاحم و سمج، این فکر تلخ و نکبتی ، بیشتر سراغم می آید. تو با آن خنده های همیشگی ات که روزی قشنگ بودند بد جور داری به همه ی ما دروغ می گویی.
4 تیر 1386
توی خیابان راه می روم.
2 تیر 1386
نیلوفرزنگ زد. |
|||||