|
دوستان
خوابگرد
هفتان یوسف علیخانی میرزا پیکوفسکی قصه های عامه پسند زیتون خلوت لیلا تنهایی پر هیاهو عباس معروفی سیناپس هایتان چطورن؟ ماسک آورا آوات و هیوا انگار نه انگار خیلی دور خیلی نزدیک منیرو روانی پور تب 40 درجه داریوش کبیر رد پای خیس باران داروگ گمشده در بزرگراه خورشید خانم افرا و پاییز کتابلاگ امید معماریان ژولین سیفعلی مراد سیامشق های یک مالی غلاف تمام فلزی نوشته های پشت شیشه لانگ شات آفتاب برگردان شب نویس نوشته های پشت شیشه در بلاگفا اتاق هشت کلید میرزاقلمدون عرض حال پرستو آزادی ابد نوشته های پشت شیشه- دومی آلیس در شگفتزار میانبر های سی ثانیه ای نشانه ها هزار و یک روز جای برای هیچ کس پیمان ابدالی سارا فقیه نصیری کابوس های فرا مدرن اطلسی های خیس امیر حسن چهل تن صادق هدایت Powered by BlogRolling Designed by: ARDAVIRAF |
آرشیو
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 آذر 1383 آبان 1383 مهر 1383 شهریور 1383 مرداد 1383 تیر 1383 خرداد 1383 اردیبهشت 1383 فروردین 1383 اسفند 1382 بهمن 1382 دی 1382 آذر 1382 آبان 1382 مهر 1382 شهریور 1382 مرداد 1382 تیر 1382 خرداد 1382 اردیبهشت 1382 فروردین 1382 اسفند 1381 بهمن 1381
|
||||
|
29 آذر 1386
بستن اولین قرارداد با ناشر شاید تجربه ایی است شبیه وضع حمل اولین نوزاد . تو همان قدر خام و بی تجربه و هیجان زده ایی که روز اولی که بچه را در بغلت می گذارند و می گویند مال توست، هستی.
23 آذر 1386
18 آذر 1386
گفتم: چه آسمون قشنگی شده امروز
12 آذر 1386
اگر اهل مطالعه و خواندن کتاب به زبان انگلیسی یا فرانسه هستید حتما سری به کتابفروشی بیان سلیس بزنید. دیوانه کننده است: کتاب از آسیمف گرفته تا دکتروف، کامو تا کارور، پاموک، کالوینو، ناباکوف، نیچه، مارکز، اوتس، مان، دوراس، تولستوی، جویس، شکسپیر و خلاصه هر نویسنده ای که فکرش را بکنید، همه به زبان انگلیسی و یا فرانسه بعلاوه کتابهای نقاشی، معماری، طراحی، عکاسی، سینما و تاتر همه و همه از انتشارات گالیمار، تاشن، پنگوئن، رندوم هاوس و غیره......... خلاصه اگر اهلش هستین بشتابید! تا 15 آذر با 40درصد تخفیف نمایشگاهی در کتابفروشی بیان سلیس واقع در خیابان ولیعصر، بالاتر از پارک وی، ایستگاه محمودیه، کوی سالار 8 صبح تا 8 شب
www.8keys.persianblog.ir
یادداشتها (4)
11 آذر 1386
تعریف کافه « آنتراکت» را از ندا شنیده بودم. کافه ای که لیلا حاتمی برپایش کرده، جمعه ها صبح هم صبحانه می دهد. خب چه چیزی از این بهتر. برای صبحانه راهی شدیم( من و یکی از دوستان)کافه ای در طبقه ی دوم سینما جمهوری .همانطور که انتظارش را داری، کافه ایی صمیمی با دکوراسیون قدیمی با بشقاب های گل مرغی. صبحانه هم عدسی و خامه و عسل و کره و مربا و چای و قهوه و سوسیس و آب میوه طبیعی و سالاد میوه و غیره... تا ساعت یازده آنجا بودیم. توی ماشین نشستیم و نقشه ی تهران را باز کردیم، مقصد بعدی «برج طغرل» واقع در شهر ری. رفتیم و رفتیم. کوچه هایی که تنگ می شدند و خانه هایی که دل به هم داده بودند جفت جفت و تنگاتنگ. پرسیدیم و پرسیدیم تا رسیدیم، نرسیده به ابن باویه، برجی بلند و زیبا. ورودی 300 تومان. این برج آرامگاهی است منسوب به طغرل بیک از بنیانگذاران سلسله ی سلجوقی. سده ی ششم هجری قمری.
6 آذر 1386
این اولین بار بود که من از دیدن گالری چنان به وجد اومده بودم که نفسم بالا نمی اومد. یعنی اولین باری بود که دیدن یک اثر( و نه خوندنش و نه سینمایی اش بلکه تجسمی اش) اینطور منو خوشحال کرد و به معنای کامل کلمه تاثیر گذار بود.
مجسمه های ژولی کار مشترک حسن رازقندی و ژولی است. ژولی که سگ اوست. تامل یک هنرمند با یک حیوان در مملکتی که نه تنها حقوق انسانی دیده نمی شود و اهمیت ندارد بلکه سگ ها موجوداتی نجس ( از دید بعضی ها) دیده می شوند. پرفورمنس اولیه کار در یک قصابی واقعی در شهر است. من یکی که تا به حال همچین چیزی ندیده بودم. رازقندی با یک چاقو و یک پیشبند قصابی دم در ایستاده و مجسمه های ژولی ( استخوان هایی که ژولی استفاده کرده در طی دوسال توسط رازقندی جمع اوری شده و در محفظه های شیشه ایی قرار گرفته) داخل یخچال قصابی است و از همه جالبتر اینکه روز افتتاحیه خود ژولی هم هست. البته آن چیزی که در گالری ماه مهر هست فقط همین مجسمه هاست و اون چیزهایی هم که من گفتم از طریق یک ویدیو پروژکشن در خود گالری پخش می شه. چیدمان اثر از داخل حیاط خود موسسه ماه مهر شروع می شه تا گالری و عکس ژولی هم هست . متاسفانه من دیر این نمایشگاه رادیدم ولی اگه دوست دارین که ببینید تا 9 آذر از ساعت 4 تا 8 وقت دارید. موسسه ماه مهر : خیابان ولی عصر کوجه کاج آبادی پلاک 12 یادداشتها (1)
5 آذر 1386
- لعنتی
4 آذر 1386
سلام
1 آذر 1386
روزهای اول سیما و نادر پیشنهاد خواندن شاهنامه را دادند. چند شبی به همین منوال گذشت اما چیزی که ناراحتمان می کرد تمام ان چیزی بود که در شاهنامه نوشته شده بود. برای ما الان فقط و فقط گذشت زمان مهم بود و حدس زدن پایان کار و شاهنامه سراسر تجلیل بود و عشق و رنگ و حماسه. حماسه ی ما الان چپیدن در خانه بود و اگر هنر می کردیم گوش دادن به اخبار و دم کردن چایی.اگر می توانستیم مثل حیوانات با زبان بدنمان را تمیز کنیم حتم دارم این کار را با کمال میل انجام می دادیم... |
|||||