|
.: منوی اصلی :.
|
|||||
|
|
|||||
|
30 بهمن 1386
همه امان که نه،بعضی هامان مانده ایم این میان، اصطلاحا می گویند «لنگ در هوا»، برای دیدن یا ندیدن فیلم «سنتوری» اگر دیدنش را مهرجویی حرام اعلام کرد و خریدنش را مصداق دزدی دانست پش آن شماره ی حساب چیست؟ اصلا چه شد که مهرجویی از آن ادبیات حوزوی استفاده کرد. چه شد بعد تغییر عقیده داد و شماره حساب اعلام کردند با تهیه کننده و البته به پیشنهاد لابد دوستی خوش ذوق.
20 بهمن 1386
حرف زدنم نمی آد.فقط خوابم می آد.یکی نیست بهم بگه:مجبوری حالا اینجا جار بزنی؟
14 بهمن 1386
در قمار عشق،
13 بهمن 1386
ببین خدا اصلا از مقدمه چینی خوشم نمی آد، نمی دونم که اول نامه ایی که می خوام به تو بنویسم هم باید بنویسم به نام خدا یا نه، ولی خواهشا یه گوشتو به من بده ببین چی می گم.
11 بهمن 1386
پنج سال پیش بود،بهمن ماه سال هشتاد و یک، تازه وبلاگ نویسی راه افتاده بود، مد شده بود انگار، برای ماهایی که دغدغه ی نوشتن داشتیم و تازه داشتیم ته و توی کلاس های داستان نویسی را در می آوردیم محل خوبی بود برای نوشتن، پرشین بلاگ تازه تاسیس بودو یکه تاز میدان. دنیای اینترنت دنیای ما هم شده بود، دنیایی که می توانسیتم به زبان مادریمان در آن با هم صحبت کنیم، دنیای ارتباطات ما، دنیای دیده شدن، شنیده شدن، دعوت شدن. دنیای معصومی داشت روزگاری نوشتن وبلاگ و گذاشتن کامنت : « خوشحال می شم اگه به من هم لینک بدی»
7 بهمن 1386
بعضی آدم ها ازیک چیز اساسی بی بهره اند، دلی حساس که رنج را لمس می کند. |
|||||