يادداشتهای [قلقلک احساسی]

shabaaviz
سلام : رسيدن به خير . سوغات خوبي بود . راستي باز هم تاريخ رو زير پست ننوشتي ! من هم سواتم ! به تاريخ ميلادي قد نمي ده ! موفق باشي :‌شباويز
ئمصطفی (پرستوی اواره)
سلام دوست عزیزم شعر قشنگی به ما هم سر بزن منتظر حضور سبزتون هستم
آمیرزا
و من تشديد ميشوم در حرارت خواب.......ممنون از سوغاتيت.
اشراق
سلام. نااميد نيستم. خسته‌ام. فقط همين. براي تو هم آرزوي روزهاي خوب ميكنم. راستي خيال كنم با هم همسن وساليم. هرچند من خيلي احساسي پيري ميكنم. ولي بيست و هشت سالگي سال ترسناكيه. ساليه كه تو دو سال بيشتر تا سي سالگي فاصله نداري. سال مياني زندگي. بازهم بهت سر ميزنم
niloofar
پونه جانم اصلا يه راز بزرگ تو اين ماهه که فقط من مي دونم و تو و همه اونهايي که راز اين ماه تب دارو باور کردن.
آوات
اينجا قشنگه ها بی خبر بودم
كاليگولا
کف دستی آب دریا و قطعه ای از نور خورشید، نوشت باد!
امیرحسین بهبهانی نیا
سلام/ مرسي که به سياها اومدي!/ در قسمت پيغام ها چيزي نوشته ام که شايد جواب پيغام تو هم باشد!/ باز هم ممنون و منتظرت هستم!/ موفق باشيد
هستی
چه سوغات قشنگی. ممنون
سارا
جالبه پس شما هم کيش بودين . به هر حال ممنونم از محبتتون