يادداشتهای [جمعه]

morteza
خيلي عجيبه که بعضي از ادما در حسرت چيزايي هستن که خيليا از داشتنش گله مي کنن.
آوات
احساسات رو توجه نکرد چه کرد، ولی زياديش نه
از امروز
درود مدتي بود به وبلاگت سر نزده بودم . حالا ميبينم خيلي خوب و قشنگ شده حتي عنوانش هم جالب گذاشتي لطفن سري به من بزن واگه خواستي بيا به هم لينک بديم . پيروز باشي
Mani
سلام ... اگه من نيام شما .... ؟!!
yaloosh
اميدوارم که جمعه خوبي بوده باشه..........
شاهزاده ي سرطاني
چلو کباب . قهوه . منو ياد بورژوازي ميندازه . ولي منم عاشق کبابم . قهوه هم که هست . به نظر اوضاع خوب مياد . کنار شومينه و بعد يک داستان ادامه دار . موفق باشيد .
bazicheh
سلام............دوست قديمي ...........نوش جان اميدوارم خوش گذشته باشه......پاينده باشي
shimbala
kash bedooni ke cheghadr delam mikhast zire oon baroon ba ham ye bame tehran miraftim badesh ye nescafe badam dastanhaye to . delam barat kheili tange